و جمله : « لعن الله من تخلّف ( 1 ) عنها » هرگز در كتب اهل سنت موجود نيست ; و بالفرض اگر صحيح هم باشد ، معنايش آن است كه : اسامه را تنها گذاشتن ، و از مهم روميان براى انتقام زيد بن حارثه ، پهلو تهى كردن حرام است ، و چون ابوبكر به خدمت امامت متعين شد ، از اين همه امور او را استثنا واقع است بلاشبهه .
قال الشهرستاني في الملل والنحل : إن هذه الجملة موضوعة مفتراة .
و بعضى فارسى نويسان ‹ 50 › كه خود را محدّثين اهل سنت شمردهاند ، و در سير خود اين جمله آورده [ اند ] ، براى الزام اهل سنت كفايت نمىكند ; زيرا كه اعتبار حديث نزد اهل سنت به يافتن حديث در كتب مسنده محدّثين است مع الحكم بالصحة ، و حديث بى سند نزد ايشان شتر بى مهار است كه اصلا گوش به آن نمىنهند .
سوم : آنكه ابوبكر را بعد از رحلت پيغمبر عليه [ وآله ] السلام انقلاب منصب شد : در آحاد مؤمنين بود ، خليفه شد ، و به جاى پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم نشست ، و چون شخص را انقلابِ منصب شود ، احكام آن منصب بر او جارى مىگردد - به حكم شرع - نه احكام سابقه ، مثل : الصبي إذا بلغ ، والمجنون إذا أفاق ، والمقيم إذا سافر ، والمسافر إذا أقام ، والعبد اذا أُعتق ، والرعية إذا تأمّر ، والعامي إذا تقلّد القضاء ، والفقير إذا صار غنياً ، والغني إذا صار فقيراً ، والجنين إذا تولد ، والحي إذا مات ، والقريب إذا مات الأقرب منه في الولاية والإرث . . إلى غير ذلك من النظائر .
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( تخلف الله ) آمده است .