اين وقت بر آوردنِ لشكرِ سنگين بر اين مهمِ دور و دراز صلاح وقت نيست كه اعراب مدينه را خالى دانسته ، مبادا شورش نمايند و فتنه عظيم رو دهد ، و آسيبى به اهل مدينه برسد ، ابوبكر هرگز قبول نكرد و گفت كه : اگر به سبب فرستادن لشكر اسامه دانم كه در مدينه لقمه سباع خواهم شد ، خلاف فرمان رسول صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم جايز ندارم ; اما ( 1 ) از اسامه درخواست نمود كه عمر بن الخطاب را پروانگى دهد تا نزد وى بماند ، و در محافظت مدينه و كنكاش و مشورت شريك وى باشد ، پس به اذن اسامه ، عمر بن الخطاب را پروانگى ( 2 ) رجوع نمود ; و غُرّه ربيع الثانى اسامه كوچ كرد و به سوى اُبْنى ( 3 ) متوجه شد .
اين است آنچه در “ روضة الصفا “ ( 4 ) و “ روضة الاحباب “ و “ حبيب السير “ ( 5 ) و ديگر تواريخ معتبره شيعه و سنى ‹ 49 › موجود است .
و اگر به وجه دوم است - يعنى : تخلف از رفاقت اسامه - پس چند جواب دارد :
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( فاما ) بود .
2 . در مصدر : ( را پروانگى ) نيامده است ، از ( پروانگى دهد تا نزد وى . . . ) تا اينجا در حاشيه [ الف ] به عنوان تصحيح آمده است .
3 . [ الف و ب ] نام موضعى است در سرحد شام كه زيد بن حارثه در آنجا شهيد شده است . ( 12 ) . [ معجم البلدان 1 / 79 ]
4 . [ ب ] روضة الصفا 2 / 543 ( طبع ايران 1379 ه ) .
5 . [ ب ] حبيب السير مجلد اول جزء دوم صفحه : 77 ( طبع هند سنه 1283 ) .