بعد از آن جواب به اين عبارت گفته :
وأُجيب عنه بأنا لا نسلّم أنه وجب على خالد الحدّ والقصاص ; لأنه قد قيل : إن خالداً إنّما قتل مالكا ; لأنه تحقّق منه الردّة ، وتزوج بامرأته في دارالحرب ; لأنه من المسائل المجتهَد فيها بين أهل العلم ، وقد قيل : إن خالداً لم يقتل مالكاً ، بل قتله بعض أصحابه خطأً ، لظنّه أنه ارتدّ ، وكانت زوجته مطلقة منه وقد انقضت عدّتها . ( 1 ) انتهى .
يعنى و جواب داده شد از اين طعن كه : ما تسليم نمىكنيم كه واجب شد بر خالد حد و قصاص ; زيرا كه گفته شده است كه : خالد ، مالك را قتل نكرد مگر به جهت اينكه رده از او متحقق شد ، و تزويج كرد به زن او در دار حرب ; زيرا كه اين مسأله از مسائل مجتهد فيها است ، و گفته شده است كه خالد قتل نكرد مالك را ، بلكه قتل كرد او را بعض اصحاب خالد از روى خطا به جهت گمان ارتداد او ، و زوجه او مطلقه بود و ايام عدت او منقضى شده ( 2 ) .
اما آنچه گفته ( 3 ) : مع هذا اگر در بعض كتب غير معتبره يافته مىشود ، جواب آن نيز همراه آن روايت موجود است كه : اين زن را مالك از مدتى [ قبل ]
هامش
1 . [ الف ] در مطاعن أبي بكر از مقصد خامس . [ ب ] شرح قوشجى 389 ( طبع حجر ايران 1274 ) . [ شرح تجريد قوشچى 373 ] .
2 . از ( يعنى و جواب داده شد ) تا آخر اين سطر در نسخه [ ب ] نيامده است .
3 . [ الف ] ف [ فايده : ] تدليس شاه صاحب !