است « مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى » آنها كه تهمت ميزنند و دقّت نميكنند ستمكار و محرومند پس از آن گفته شده است « وَالَّذِينَ جاهَدُوا » كه اگر كوشش بود و تعصّب و سرسختى نبود بالأخره راه را پيدا مىكند . و بجمله ى « إِنَّ اللَّه لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ » فهمانده شده است كه اگر كوشش و نظر به آن جا رسيد كه هميشه خود را نزديك به حقّ كند خدا با او است و هر چيزى را به او افاضه مىكند و از او دگران را ميشناسد نه از دگران او را .
حسينى نوشته : امام قشيرى گفته : آنان كه بيارايند ظاهر خود را به مجاهدات آرايش دهيم باطن ايشان را بمشاهدات . در بحر آورده كه هر كه كوشش نمايد در طلب ما بنمائيم او را راه دريافت ما « الا من طلبنى وجدني » .
بيت :
اگر در جستجوى ما شتابى
مراد خود به زودى باز يا بى
تنوير المقباس : يعنى هر كه به آنچه دانست كار كرد راه ندانسته ها را براى او باز ميكنيم و توفيق ميدهيم كه آنچه دانست كار كرد راه ندانسته ها را براى او باز ميكنيم و توفيق ميدهيم كه آنچه نميداند بداند و بكند .
روح البيان : هدايت دو جور است يكى هدايت موهبتى خداوندى ، ديگرى هدايت اكتسابى انسانى . و هدايت موهبتى جلوتر است از اكتسابى و جمله ى « جاهدوا » اشاره است كه هدايت موهبتى اوّل بآدمى عنايت مىشود تا او پى كوشش ميرود پس از آن نوبت هدايت اكتسابى است كه مجاهده و كوشش در راه حقّ مىكند و بنتيجه ى « لنهدينّهم » ميرسد كه راه حقّ را مييابد . حافظ گفته است :
قومى بجدّ و جهد نهادند وصل دوست
قومى دگر حواله به تقدير مىكنند
سخن ما : 1 - آيت 48 « وَما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِه مِنْ كِتابٍ - تا آخر » آنچه اين آيه نشان ميدهد و مفسّرين گفتهاند در دوره ى اوّل نمودارى پيغمبرى آنحضرت است كه خواندن و نوشتن نميدانسته است چنان كه بخاطر ندارم كه در كجا ديدم آنگاه كه پيمان صلح حديبيه نوشته شد عليّ عليه السّلام نوشت : اين صلح ميان محمّد