او و آثار قدرت او است و عبادت خدا هم جنبش انسانى است بآنجور كه شايستهء او است پس نتيجهء استفاده از آيه اين است : اى آفريدگان ، همهء سطح زمين آفريدهء حقّ است و پهناور و شما به اين جا و آنجا دلبسته نباشيد و در هر جا كه شد جنبش و كار و كوشش خود را دنبال كنيد « 1 » پس خلاصه ى زندگى جنبش بر سطح پهناور زمين است و ايمان شما بقدرت ما ، و غير آن خيالى است بيهوده .
و آيات پس از اين « كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ » تا آيت 60 « كَأَيِّنْ مِنْ دَابَّةٍ » شايد توضيح همين مطلب باشد كه چون معنى زندگى زوال است آنكس بهدف ميرسد كه شكيبا باشد و روزى خود را مانند ديگر جنبندگان از قدرت بينهايت حقّ بخواهد و به آخر رستگار شود .
5 - آيت 64 « ما هذِه الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ - تا آخر » مىشود گفت همانطور كه آدمى در برابر هزاران نيازمندى و آماده كردن وسيله ى آسايش خود كوشش مىكند در برابر همه ى اينها كوششى هم براى اسباب بازى و سرگرمى خود مىكند و آن را براى موقع بيكارى و سر بندى آماده ميگذارد زندگى روزانه ى انسان همان بازى و سرگرمى است و همه ى كار و كوششهاى در زندگى بايد همانند آماده كردن بازيچه و ابزار سرگرمى باشد كه سراى ديگر اصل زندگى است و كار و كوشش آدمى بايد براى آماده كردن وسائل آنجا باشد ، و چون انسان در اين كره ى زمين بالاترين نماى قدرت حقّ است پس كمال او و رفع احتياج آن سراى او به كار بردن و نماياندن حقيقت خود است كه قدرت و توانائى او باشد از هر كس به اندازه ى خود در آنچه كه عقل ظاهر و دين حكم كند يا عقل باطن و خرد آدمى ، و آنچه از اين دستور بيرون باشد يا منفى و زيان آور است يا بازى است و نابود كردن وقت .
6 - آيت 67 جمله هاى « جَعَلْنا حَرَماً آمِناً وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ » راهنمائى مردم است برمزى از اسرار قدرت كه ميل و عاطفه ى آدمى است و آنها را يادآور شده است كه عرب غارتگر آدمكش را در يك محوّطه ى معيّن و كوچك محدودش
هامش
( 1 ) يعنى وظائف و تكاليف خدائى خود را انجام دهيد و در راه حقّ بكوشيد . ( مصحّح )