مال را گر بهر دين باشى حمول
نعم مال صالح گفت آن رسول
آب در كشتى هلاك كشتى است
آب در بيرون كشتى پشتى است
چونكه مال و ملك را از دل براند
ز آن سليمان خويش جز مسكين نخواند
« جَعَلْنا حَرَماً آمِناً - تا آخر » 67 كشف : يعنى عرب يكدگر را اسير ميكردند و مردم مكّه آسوده بودند و بعضى گفتهاند : يعنى از بركت رسولخدا مردم مكّه را از اسارت آسوده كرديم و پيش از آمدن آن حضرت آسوده نبودند چنان كه در اين آيه است « أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ » .
« أفَبِالْباطِلِ » 68 كشف : يعنى آيا بت ميپرستند و گفتهاند : قريش به ايران نامه مينوشتند و داستانهاى پادشاهان را ميخواستند و آنها برايشان مى - فرستادند ، اين اعراب قرآن پيغمبر را نمىپذيرفتند و آن داستانها را ميخواندند .
« مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّه » 68 ابو الفتوح : يعنى كى است ستمكارتر از آنكه كارهاى زشت را از خدا بداند چنان كه در اين آيه است « وَإِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا وَجَدْنا عَلَيْها آباءَنا وَاللَّه أَمَرَنا بِها » .
فخر : چون ستم يعنى چيزى را بجاى خود به كار نبردن ، ولى اگر چيزى را به جائى نشدنى به كار برند ، برترين ستم خواهد بود . و چون انباز خداوندى ممكن نيست پس آنها كه مشرك هستند از هر ستمگرى ستمكارترند .
« وَالَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا » 69 ابو الفتوح : در مقصود از مجاهده و هدايت اختلاف است : 1 - ابو سوره گفته است : مقصود جنگ در راه خدا است يعنى آنكه بخواهد در راه حقّ بجنگ برود ما راه شهيد شدن و آمرزيدنش را به او نشان ميدهيم يعنى آنكه بخواهد در راه حقّ بجنگ برود ما راه شهيد شدن و آمرزيدنش را به او نشان ميدهيم يعنى توفيق جهاد به او عنايت مىشود .
2 - سفيان بن عيينه گفت : اگر ميان مردم اختلافى شد روش مأمورين سر حدّ و مرزبانان را دنبال كنيد چون در قرآن است « وَالَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا » پس از اين آيه معلوم مىشود مرزبانان كه جهاد در راه حقّ مىكنند بهدايت و راه راست نزديكترند .