رسول اللَّه و فلان . نمايندهء اعراب اعتراض كرد كه اگر تو را رسول اللَّه بدانيم با تو نميجنگيم آن را بردار ، عليّ عليه السّلام فرمود : كلمه ى « رسول اللَّه » را ياراى پاك كردن ندارم . پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : آن كلمه را به من بنما تا خود پاك كنم ، عليّ عليه السّلام انگشت آن حضرت را بر آن گذاشت تا خود پاك كرد . ولى آيا بعد و چگونه فرا گرفته است محتاج تتبّع تاريخى است ، و در مجمع البيان از سيّد مرتضى نقل كرده است كه خواندن و نوشتن آن حضرت ممكن است و با اين آيه ناسازگار نيست . و از گفتار سيّد معلوم مىشود كه در آن روزگار اين گفتگو بوده است و مطلب روشن نبوده است .
2 - آيت 49 « بَلْ هُوَ آياتٌ - تا آخر » ممكن است اين معنى را استفاده كرد كه اين آيات انكار شده ى كافران حقايق و روشنيها است كه در سينه هاى عالمها است يعنى اين مطالب قرآن تا آن اندازه حقيقت است و درست كه مردم خردمند مىتوانند آن را دريابند و سينه هاى آنها آمادگى اندوختگى اين حقايق را دارد و چون بشنوند در مىيابند و درست ميدانند پس آنكه نميپذيرد نه از نادرستى قرآن است و نه از ناتوانى او است بلكه از ستمگرى است و سر سختى كه آمادهء انديشه و پذيرش نميشود .
3 - آيت 50 « قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْه آياتٌ - تا آخر » شايد اشاره باشد به اينكه نشانه ى پيغمبرى من همين قرآن است كه برترين معجزات است و خود هميشه پايدار است نه مثل ديگر معجزاتپيامبران كه نقل آن در در پيشگاه قدرت حقّ آماده است ولى در برابر قرآن ارزشى نداشته است و به من ندادهاند و من مأمورم كه با همين قرآن شما را رهبرى كنم 4 - آيت 56 « يا عِبادِيَ الَّذِينَ - تا آخر » اگرچه نقل كرديم كه آن روز براى مسلمين گرفتار فشار اعراب بوده است ولى ميتوان براى همه روزگاران اين استفاده را كرد كه اگر ايمان هست و دل وابسته ى بحقّ همه ى روى زمين ملك
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 86
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٨٦