تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
عمر تو يك روز كم شده ، و با آنچه تو را بس باشد ميتوانى خوشدل باشى ، باز پى چيزى ميروى كه از اندازهء تو بيشتر است و متجاوزت مىكند ، نه بكم ميسازى و نه از زياد سير ميشوى . و نيز از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله روايت است كه اگر آدمى آنجور كه بايد به خدا توكّل كند مانند پرنده او را روزى ميدهد كه بامداد گرسنه بر خيزد و بشام سير باشد . و نافع از عبد اللَّه عمر روايت كرده است كه پيغمبر عليه السّلام فرمود روح القدس در دلم الهام كرد : كسى تا روزيش تمام نشود نمىميرد . پس به خوبى پى روزى رويد و دير رسيدن آن وادارتان نكند كه بخشش خداوندى را از راه نافرمانى او بجوئيد كه به آنچه نزد خدا است دسترس نداريد مگر بفرمانبرى او و براى هر كس روزى است كه خواه نخواه به او ميرسد ، پس هر كه از آن خشنود بود آن روز فرخنده و گشاده ى بر او است و گر نه ، نه . حسينى نوشته زمخشرى از بعضى نقل مىكند كه بلبل را ديدم كه خوردنى در زير بالهاى خود نهان ميكرد . مثنوى :
هست ز فيض كرم ذو الجلال مشرب ارزاق پر آب زلال
شاه و گدا روزى از آن ميخورند مور و ملخ قسمت از آن مىبرند
« فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ » 61 فخر : يعنى با اينكه عقيده دارند همه را خدا آفريده چگونه از بندگى او بر ميگردند و بت ميپرستند . « وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءً - تا - قُلِ الْحَمْدُ لِلَّه بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ » 63 فخر : در مقصود از « قل الحمد للَّه » سه احتمال است : 1 - ستايشى است كه در ميان سخن گفته شده است بىربط بپيش و پس جمله و باصطلاح جملهء معترضه است . 2 - بگو ستايش براى خدا است بر نعمت باران و بهره هاى آن ولى ديگران نميدانند كه ستايش براى خدا است و ديگرى را ستايش ميكنند . 3 - چون آنها در پاسخ ميگويند اين حوادث از خدا است و معتقد بخدائى بتها هستند پس ناسازگارى فكر و سخنشان و پستى دينشان نمودار است تو بگو الحمد للَّه كه خود ، خود را رسوا ميكنند و بيشترشان