است كه در اوّل منكرين يكتا پرستى را بشناساند ، و در دوّم مخالفين پيغمبر را .
تأويلات كاشانى : يعنى منكرين يا كافرند كه شايستگى دريافت اين حقايق را ندارند و يا ستمگرند كه شايستگى خود را بستم از دست دادهاند .
« آياتٌ مِنْ رَبِّه » . 5 مجمع : ابن كثير و كوفيها « آية » خواندهاند و ديگران « آيات » بلفظ جمع . و مراد مانند ناقهء صالح و عصاى موسى ، و از ابيّ بن كعب اين طور نقل قرائت است « زعموا لو ما يأتينا بآيات من ربّه » .
« أوَ لَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ » 51 كشف : گفتهاند جهت نزول آيه اين بود كه عمر نوشته اى از يهود حضور پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله آورد كه بخواند فرمود اگر از آن تورات است كه بموسى نازل شده است بخوان ، او ميخواند و رنگ پيغمبر تغيير ميكرد تا عبد اللَّه بن ثابت انصارى كه جوانى بود خدمتگزار پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و پيوسته با آن حضرت ، دست بر پهلوى عمر زد و گفت مادرت بمرگت بگريد نميبينى چگونه رنگ پيغمبر دگرگون مىشود ؟ عمر آن را انداخت اين آيه نازل شد .
فخر : در اين آيه كه گفته شده است مگر قرآن كه به تو فرستاديم بس نيست در برابر معجزه هاى پيغمبران ديگر كه از تو آيه و معجزه ميخواهند ؟ براى اين است كه قرآن از سه جهت برتر ديگر معجزات است : 1 - آنها هميشگى نبود مثل عصاى موسى و زنده كردن مرده . 2 - در يك جاى معيّن اين كارها انجام شد . 3 - در آنها راه اعتراض جادو و وسائل مادّى مثل دواها و مانند آن امكان داشت ولى قرآن در سراسر جهان براى همه روزگاران است ، و سخن است و راه خرده گيرى بسته .
[ « يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ » 54 بيضاوى : مثل اينكه ميگفتند « فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ » از آسمان بر سر ما سنگريزه آيد ] .
« وَيَقُولُ ذُوقُوا » 55 مجمع : « نقول » با نون به صورت متكلَّم نيز خوانده شده است يعنى ما ميگوئيم .
« يا عِبادِيَ الَّذِينَ » 56 ابو الفتوح : مردم كوفه « عباد » بىياء و ديگران
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 79
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٧٩