تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
گفته‌اند : آن را كه نماز جلوگير از بدى نشود و وادار به خوبى نكند بهره اش از نماز جز دورى از خداوند نيست . ابن عون گفته است : يعنى تا آنگاه كه آدمى در نماز است نماز او را از بد نگهدار است ، و بعضى گفته‌اند : چون در نماز قرآن بايد خوانده شود مقصود اين است كه قرآن جلوگير از بدى است . و روايت است كه بپيغمبر صلى اللَّه عليه و آله عرض كردند فلان كس روز نماز ميخواند و شب دزدى مىكند فرمود : نمازش جلوگيرش خواهد شد . و هم فرموده است : آنكه فرمان نماز نبرد چنان است كه نماز نخوانده است و فرمانبرى از نماز دست برداشتن از زشتى و بدى است ، و معنى آيه اين است كه شأن و شخصيّت مؤمن و نمازگزار دست برداشتن از زشتى است مثل « عَلَى اللَّه فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ » يعنى از شأن مؤمن است كه توكّل به خدا كند و اگر كسى توكّل نداشت از ايمان بدر نميرود همين گونه است آنكه نمازش جلوگير از زشتى نبود بى نماز شمرده مىشود ، و گفته است نماز بدرستى همان است كه جلو گير از زشتى باشد و گر نه به صورت نماز است نه به حقيقت ، و گفته‌اند : معنى فحشاء دنيا است و معنى منكر نفس است كه نماز جلوگير از تمايل به اينها است . و بعضى گفته‌اند : فحشاء نافرمانى است و منكر حظوظ و بهره ها است و هم گفته‌اند : فحشاء بزرگداشتن عبادات خود است و منكر پاداش به آن خواستن است و نماز جلوگير است از اين گونه فكر و خوى آدمى . فخر : فحشاء و منكر يعنى براى آفريننده انبازى پنداشتن و او را بيكار مانده و معطَّل از آفرينش دانستن ، و نماز جلوگير از اين دو پندار است چون از آغاز كه « اللَّه اكبر » است تا انجام يا اقرار بتوحيد است يا ستايش و كمك خواستن از او است كه اقرار است بكمال قدرت و اختيار در همه چيز ، و ايستادن و نشستن در نماز نمايش بزرگى حقّ و حقارت آدمى است كه به آغاز چون بنده به پيشگاه سلطان مىايستد و عرض ستايش و نياز خود مىكند آنگاه به او اجازه مىدهند كه بنشيند و سخن خود بگويد . حسينى نوشته : صاحب تأويلات فرموده كه هر يكى را از تن و نفس و دل
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 67 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )