« لننجّينّه » 32 كشف : حمزه و يعقوب و كسائى : با تخفيف جيم خواندهاند و ديگران با تشديد . و نيز جمله هاى « مُنَجُّوكَ و مُنْزِلُونَ » در آيهء بعد ، هم با تشديد جيم و زاى قرائت شده است و هم با تخفيف آنها .
« وَلَمَّا أَنْ جاءَتْ رُسُلُنا لُوطاً سِيءَ بِهِمْ وَضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً » 33 مجمع :
« سيء بهم » يعنى پريشان حال شد از ترس سوء رفتار قوم چون به صورت جوانان زيبا روى بودند .
« ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً » بيضاوى : يعنى بسبب آنها و تدبير امر آنها اندوهگين گرديد و طاقت نياورد ، و اين جمله مثل است و ذرع بمعنى طاقت استعمال شده در برابر « رحب ذرعه بكذا » كه براى سهل و آسانى كار براى شخص استعمال مىشود زيرا بلند دست به آنچه دسترسى دارد كوتاه دست ندارد .
[ « رِجْزاً مِنَ السَّماءِ » 34 بيضاوى : رجز بمعنى اضطراب است و عذاب به اين لفظ ناميده شده زيرا معذّب را باضطراب افكند و ناراحت سازد انتهى - و گفتهاند سنگ باران شدند و چون كسى را كه سنگباران كنند نمىداند چه كند و مضطرب خواهد بود ] .
« فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا » 37 فخر : داستان شعيب در سورهء اعراف و هود و اين سوره تكرار شده است ولى در اعراف و اينجا « الرّجفة » گفته شده است و در سورهء هود « الصّيحة » گفته شده است با اينكه همه يكى بوده است ولى ميان اين دو موجب نابودى ناسازگارى نيست چون صيحه موجب رجفه مىشود و ممكن است صدائى در آسمان بوده است كه زلزله در زمين انداخته يا در دلها به اندازه اى لرزه انداخته كه مردهاند .
[ « فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ » 37 يعنى از شدّت سختى زلزله همهء آنها را در خانه هاى خود مرگ به زانو در آورد ] [ « فَمِنْهُمْ مَنْ أَرْسَلْنا عَلَيْه حاصِباً » يعنى باديكه ريگها را بر سر آنها ريخت « وَمِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْه الصَّيْحَةُ وَمِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنا بِه الأَرْضَ وَمِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنا » 40
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 65
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٦٥