پاره اى را ببادهاى سخت و شديد هلاك كرديم مانند قوم عاد ، و پاره اى را به صداى شديد آسمانى مانند قوم ثمود و پاره اى را بخسف مانند اهل مدين و قارون و پاره اى را به آب و دريا غرق نموديم مانند قوم نوح و فرعون و فرعونيان ] .
« وَلكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ » 4 حسينى : نظم :
اى كه حكم شرع را ردّ ميكنى
راه باطل مىروى بد مىكنى
چون تو كردى بد بدى يا بى جزا
پس بديها جمله با خود مىكنى
در پاورقى نوشته : سعدى فرمايد :
عامل ظالم به سنان قلم
دزدى بىتير و كمان مىكند
آنكه بدى ميرسد از وى بخلق
فهم ندارد كه زيان مىكند
« اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّه أَوْلِياءَ » 41 فخر : در اين آيه كلمه ى « اولياء » بجاى « آلهه » گفته شده است چون دوستى غير خدا شرك نهانى است و پرستش غير خدا شرك آشكار است ، و با اين كلمه فهمانده شده است كه عبادت بريا و نظر مردم دوستى مردم است نه دوستى خدا و داستان چنين كسان داستان لانه ى عنكبوت باشد كه بسيار سست است و از آن بهره نميبرد .
« إِنَّ اللَّه يَعْلَمُ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِه مِنْ شَيْءٍ » 42 فخر : از گفتهء زمخشرى فهميده مىشود كلمه ى « ما » در اين جمله به معنى نفى است يعنى خدا ميداند كه آنها چيز با ارزشى را نميپرستند پس مثل خانه ى عنكبوت است در سستى .
كشف : جمله ى « يدعون » به ياء به صورت غايب و بتاء به صيغه ى خطاب قرائت شده است و نتيجه ى معنى يكى است كه آنچه آنها مىپرستند است يا آنچه شما ميپرستيد .
[ « خَلَقَ اللَّه السَّماواتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ » 44 يعنى بآفرينش اين جهان قصد بازى نداشت و غرض صحيح و بحقّ از روى حكمت آفريد ] .
« الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْكَرِ » 45 كشف : ابن عبّاس و ابن مسعود