تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
اخبار خوانده‌اند . « لَتَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَكُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ » 28 فخر : مقصود از فاحشه هر كارى است كه زشتيش نمودار باشد و انحراف جنسى از هر زشتى زشتتر است و چون در قرآن گفته شده است « لا تَقْرَبُوا الزِّنى إِنَّه كانَ فاحِشَةً » پس زنا و لواط هر دو بنام فاحشه ناميده شده است و چون زنا حدّش رجم است پس حد لواط هم رجم است چون زنا فاحشه ناميده شده و حدش رجم معيّن شده است پس اينهم كه فاحشه ناميده شده است حدّش رجم است ، بعلاوه كه مردم لوط براى همين كارشان خداوند سنگبارانشان كرد پس بايد آنكه چنين كارى كند سنگباران شود . و مقصود از « ما سبقكم » ممكن است مقصود اين باشد كه تاكنون كسى چنين كارى نكرده است ، يا به مثل آنها همگانى نبوده و اصرار در آن نداشته‌اند . « وَتَقْطَعُونَ السَّبِيلَ » 29 كشف : يعنى بانحراف جنسى راه پيدايش فرزند را قطع ميكنيد . بعضى گفته‌اند : يعنى راهزنى ميكنيد و مال مردم را ميگيريد و آنها را ميكشيد ، و يا چون با تازه وارد و غريب بمنافى عفّت نيز رفتار ميكنيد راه را بر مردم ميبريد كه از اينجا گذر نكنند و از راه ديگر بروند . « تَأْتُونَ فِي نادِيكُمُ الْمُنْكَرَ » 29 كشف : نادي انجمن دوستانه و شبنشينى است ، و مقصود از منكر را امّ هانى خواهر حضرت علىّ عليه السّلام از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله پرسيد فرمود : بمردم فسوس و مسخره ميكردند و با سر شصت و انگشت ميانين ريگ بمردم ميزدند ، بعضى گفته‌اند : در حضور يكدگر باد رها ميكنيد عبد اللَّه ابن سلام گفت خيو بر يكدگر مىانداختند . مكحول گفت خوىشان بود كبوتر بازى و سوت زدن ، سنگ پراندن سغّچ جويدن ، سر انگشتان حنّاء كردن . فخر : معنى جمله اين است كه شما با اينكه چنين كارى ميكنيد ، آن را در انجمنهاى خود نمودار ميكنيد . حسينى : يعنى آنچه بخرد و پيش مردم زشت است انجام ميدهيد مثل دشنام دادن و شوخى با سخن زشت و دشنام .