شخصيّت نداشته ى خود به آنچه دارند ميگذرند و به اختيار معبود خود ميگذارند و چندى نگذشته او از مقام خود مىافتد و خانه ى عنكبوت خراب مىشود و به مثل و داستان بچه هاى خراسانى : در خانه ى پادشاه نو پاك ، دوباره كسى ديگر و نوچه هائى ديگر . اين است مقامى كه در برابر دين و آبرو و شخصيّت فراهم شود همان خانه ى عنكبوت است و سستى آن . اينجا داستان كوچكى به نظر رسيد كه نوشتنش بد نيست : دوستعلى خان معيّر الممالك نواده ى دخترى ناصر الدّين شاه بعنوان هشتاد و پنج سال زندگى در چند صفحه به مجله ى يغما كه در تهران نوشته و چاپ مىشود در چند شماره ى سال هزار و سيصد و سى و هشت هجرى شمسى مطالبى نوشته است اينك خلاصه اى و مختصرى از يك سرگذشت آن : امين السّلطان علىّ اصغر خان كه باصطلاح آن روز صدر - اعظم بوده است و چهار دوره براى سه سلطان ناصر الدّين شاه و مظفّر الدّين شاه و محمّد على شاه نخست وزير بوده است پدر زن اين مرد بوده است كه در پرتو دامادى او و خويشى نزديك با شاه از اوّل جوانى باصطلاح آن روز وزير مخزن نظام بوده است و بگفته ى خودش : روزگار بكام و بر مرام ميگذشت . در سال 1321 هجرى قمرى علىّ اصغر خان از مقام خود بر كنار شد كه در تاريخ مشروطيّت ايران نوشته شده است عين الدّوله نخست وزير شد كه سوابق ننگين او هم در تاريخ مشروطه ثبت است عين الدّوله را با معيّر الممالك بواسطه دامادى اتابك روابط تيره بود بعلاوه كه او مردى خود خواه و متكبّر بود ، و معيّر مرد چاپلوسى نبود از اينروى مظفّر الدين شاه را نسبت بعمّه زاده ى او معيّر الممالك بدبين كرد و پس از آن حساب چند ساله ى مخزن نظام را از او خواست . به نوشته ى خود معيّر : گرچه حساب روشن و پاك بود ولى در محاسبهام باك بود ، زيرا پاى بدخواهى در ميان بود كه دستى دراز داشت . بهانه گيريهاى عين الدّوله او را ناچار كرد كه به خانه ى امام جمعه ى وقت كه نواده ى دخترى ناصر الدّين شاه و دوست عين الدّوله بود به بست نشست و پناهندهء به او شد ،
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 70
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٧٠