حبيب را گفتند « فاعلم » نگفت كه « علمت » جواب آن است كه خليل رونده بود در راه « انّي ذاهب الى ربّي » . در وادى تفرقت مانده لا جرم جوابش خود بايست داد . و حبيب ربوده ى حقّ بود در نقطه ى جمع نواخته ى « أَسْرى بِعَبْدِه » حقّ او را به خود باز نگذاشت از بهر وى جواب داد « آمَنَ الرَّسُولُ » « و الايمان هو العلم و اخبار الحقّ سبحانه عنه انّه آمن و علم اتمّ من اخباره بنفسه انّي علمت . و استغفر لذنبك » يا محمّد چون در خود بدانى كه ما را دانستى از اين دانش توبه بيار و استغفار بكن كه جلال قدر ما جز جمال عزّ ما نداند .
تأويلات كاشانى : اين جمله براى وادار كردن پيغمبر است به مشاهده ى وحدت و دستور به استغفار براى بيرون شدن آن حضرت است از نمودارى خود .
« يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَمَثْواكُمْ » 19 ابو الفتوح نوشته است : عكرمه گفت : بازگشت شما از اصلاب پدران و مقام شما در ارحام مادران . و ابن جرير گفت : « متقلَّبكم » گشتن شما بروز بكارها و « مثوئكم » مقام شما بشب براى آرام . و گفتند : « متقلبكم » گشتن شما در زمين و « مثوئكم » و مقام شما در گور ، اين قول عبد اللَّه عبّاس ، و ضحّاك است .
« لَوْ لا نُزِّلَتْ سُورَةٌ فَإِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ مُحْكَمَةٌ » 20 طبرى : يعنى آنها كه سخن خداى و پيغمبر را درست دانستند گفتند چرا سوره اى نازل نمىشود كه دستور بجهاد بدهد ؟ و چون سوره اى نازل شود كه استوار باشد و وظائف آدمى را روشن كند مىبينى الخ . و در قرائت ابن مسعود « سورة محدثة » نقل شده است . و قتاده گفته است : هر سوره اى كه در آن از جهاد نام برده شده است « سورة محكمة » هست و اين گونه سوره ها سختترين آيات قرآن بوده است بر منافقين .
« فَأَوْلى لَهُمْ طاعَةٌ وَقَوْلٌ مَعْرُوفٌ » 20 تبيان : اين جمله دو جور معنى شده است : 1 - مجاهد گفته است : اين دستورى است بمنافقين كه بگوئيد : كار ما فرمانبردن است و پسنديده گفتن . و بعضى گفتهاند : اين نقل سخن نفاق
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 550
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٥٠