استغفار از براى گناه خويشان آن حضرت است كه مقصود از « ذنبك » « ذنب اهل بيتك » باشد . 2 - مقصود استغفار از ترك اولى و أفضل است كه پيغمبر آن را هم مرتكب نشود . 3 - چون معنى استغفار خواهش پوشاندن زشتيها است پس براى معصوم زشتيها و هوسها پوشيده و بىارزش است . و براى مؤمنين پس از انجام آنها بوسايل ديگر و فرمانبردنها ، روى آن زشتيها پوشيده مىشود و نمودار نشده بدنباله هايش گرفتار نمىشوند . و در اين آيه براى پيغمبر سه حالت ياد شده است : 1 - او با خدا كه يگانه شمردن باشد به اين جمله « فَاعْلَمْ أَنَّه » .
2 - خودش با خودش كه خواهش بجاى ماندن عصمت او باشد و * ( اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ ) * 3 - آن حضرت با مردم كه برايشان پوشيدن گناه بخواهد به اين كلمات « وَلِلْمُؤْمِنِينَ - الخ » .
كشف : يعنى اى محمّد آن را كه بوارسى و دليل دانستى اكنون به خبر بدان و با يقين باش كه خدا يگانه است . بعضى گفتهاند : يعنى ارزش « لا إِله إِلَّا اللَّه » را بدان و بر آن پابرجاى باش . ابو العاليه گفت و ابن عيينه : كه اين وابسته بآيت پيش است يعنى چون رستاخيز رسيد پناهگاهى جز بخداى يكتا نيست . و در آن نوشته است : مصطفى را علم اليقين بود به اين خطاب او را از علم اليقين با عين اليقين خواندند و آنگه از عين اليقين بحقّ اليقين بردند .
علم اليقين از سماع بود ، عين اليقين از الهام رويد ، حقّ اليقين از عيان خيزد علم اليقين سبب بشناختن است ، عين اليقين از سبب باز رستن است ، حقّ - اليقين از انتظار و تميز آزاد گشتن است . كسى كه خواهد تا از علم اليقين به عين اليقين برسد او را سه چيز به كار آيد : استعمال علم و تعظيم امر و اتّباع سنّت چون خواهد از عين اليقين بحقّ اليقين رسد ترك تدبير بايد و لزوم رضا و حرمت در خلوت و خجل از خدمت . پس چون بحقّ اليقين رسد آن است كه پير طريقت گفت : باران كه به دريا رسيد ، برسيد ، در خود رسيد آن كس كه بمولى رسيد .
اگر كسى گويد : ابراهيم خليل را گفتند : « اسلم » جواب داد « اسلمت » . مصطفى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 549
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٤٩