حسينى نوشته : ارباب اشارت گفتهاند كه چنانچه انهار . اربعه در زمين بهشت به زير شجره ى طوبى روان است چهار جوى نيز در زمين دل عارف و زير شجره ى طيّبه ى اصلها ثابت و فرعها في السّماء جارى است : 1 - از منبع قلب آب انابت . 2 - از ينبوع صدر لبن صفوت . 3 - از خمخانه ى سرّ خمر محبّت . 4 - از مجراى روح عسل مودّت . و في المثنوى المعنوى :
آب صدرت آب جوى خلد بود
جوى شير خلد مهر تو است زود
ذوق طاعت گشت جوى انگبين
مستى و ذوق تو جوى خمر بين
در بحر الحقايق آورده كه آب اشارت بحيات دل است و لبن بفطرت اصلى كه بحموضت بدعت متغيّر نگشته ، و جوى خمر جوشش محبّت الهى است ، و عسل مصفّى حلاوت قرب و ثمرات عبادت است از مكاشفات و مغفرت غفران ذنوب وجود .
« وجودك ذنب لا يقاس به ذنب » . بيت :
پندار وجود ما گناهى است عظيم
لطفى كن و اين گنه ز ما در گذران
« مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ حَتَّى إِذا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِكَ قالُوا » 16 مجمع : فعل « يستمع » مفرد آورده شده است چون فاعل آن ضمير مفرد مستترى است كه براى لفظ « من » هست و فعلهاى بعد جمع است بمناسبت معنى آن چون « من » در اين جمله بلفظ مفرد است و بمعنى جمع .
« ما ذا قالَ آنِفاً » 16 مجمع : اين جمله را براى ريشخند و بازيچه شمردن سخن پيغمبر مىگفتند تا بفهمانند كه اعتنائى بسخن آن حضرت نداشتهاند .
بعضى گفتهاند : يعنى چيزى نگفت كه در آن سودى باشد ، و اين را از نظر حقارت و ناچيزى مىگفتند . و گفتهاند يعنى آنچه شنيدند نفهميدند . و ممكن است از خودنمائى و نفاق چنين گفته باشند يعنى ما نفهميديم چه گفت دوباره بگوئيد تا بدانيم .
ابو الفتوح نوشته : عبد اللَّه عبّاس گفت : من از آنانم كه مرا علم دادند و معنى ام به اين آيت چه از من چند بارها پرسيدند كه « ما ذا قالَ آنِفاً » .