كشف : مقصود از « مَنْ يَسْتَمِعُ » گروه منافقينى است كه بخطبه ى روز جمعهء پيغمبر گوش مىدادند و گاهى در سخنان آن حضرت خرده گيرى بر منافقين بود چون عبد اللَّه بن ابيّ بن سلول و رفاعه بن زيد و مالك بن جعشم و عمر بن الحرث و همگامهاى ايشان كه در مجالس و خطبه هاى جمعه ى پيغمبر حاضر ميشدند ولى همانند مسلمانان از فرموده ى آن حضرت بهره مند نميشدند از علماى اصحاب پيغمبر كه گفتهاند : مقصود عبد اللَّه عبّاس و عبد اللَّه مسعود و ابو درداء است مىپرسيدند « ما ذا قالَ - الخ » .
« زادَهُمْ هُدىً وَآتاهُمْ تَقْواهُمْ » 17 مجمع : يعنى پيغمبر و قرآن بر هدايت ايشان مىافزايد . بعضى گفتهاند : يعنى ريشخند كافران بر هدايت مؤمنان مىافزايد و دانائى و بينائى و ايمانشان بپيغمبر افزوده مىشود . و خداوند توفيق تقوى براى آنها فراهم مىكند . سعيد بن جبير گفته است : يعنى مزد تقواى ايشان را مىدهد . و گفتهاند : يعنى راه پرهيزگارى به آنها نشان مىدهد كه چگونه در وظائف خود بكوشند و از آنچه برايشان روا است خوددارى كنند .
« فَاعْلَمْ أَنَّه لا إِله - الخ » 19 فخر : وابستگى اين آيه بآيات پيش از چند راه مىشود : 1 - چون در آن آيه گفته شده رستاخيز ناگهان آيد زيرا نشانه هاى آن اكنون آمده بدنبال آن گفته شده است : پس بدان كه جز خدا كسى نيست كه رستاخيز آورد . 2 - جواب پرسشى باشد كه چون گفته شد نشانه هاى قيامت آمده اگر كسى بپرسد كى خواهد بود ؟ جوابش اين است كه بدان آفريننده اى جز خدا نيست و تو مشغول وظائف خود و ياد حقّ باش و هميشه آمادهء رسيدن آن . و در معنى اين گونه سخن با پيغمبر كه خود ميدانسته است خدا يكى است دو احتمال است : 1 - يعنى بر اين علم خود پايدار بمان . 2 - اگرچه روى سخن با پيغمبر است ولى مقصود مردم است كه چون پيغمبر از نافرمانى مردم اندوهناك مىشد دلداريش دادند كه تو خود ميدانى خدا يكى است پس استغفار كن و انديشه مدار . و جمله ى « اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ » دو معنى شده است : 1 - مقصود
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 548
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٤٨