تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
پيش از آنها و نابودى آن مردم را . فخر : اين مثلى است همگانى كه خدا براى مردم مىآورد كه هر چه پيروى باطل است مردود است و گرفتارى بدنبال آن خواهد بود ، و آنچه دنبالگيرى از حقّ است پسند است و مزد دارد . « فَضَرْبَ الرِّقابِ - الخ » 4 كشف : كلمه ى « ضرب » منصوب است به افراد يعنى « فاضربوا رقابهم » گردنهاشان را بزنيد و با اسلحه آنها را بكشيد . و « أَثْخَنْتُمُوهُمْ » يعنى كشتار زياد شد و بيچاره شان كرديد « فَشُدُّوا الْوَثاقَ » يعنى در اسير گرفتن مواظب باشيد با بندهاى محكم اسير خود را ببنديد تا آنها شما را نكشند . « فَإِمَّا مَنًّا - الخ » 4 مجمع : در حكم اين آيه اختلاف است : 1 - شافعىّ و ابو يوسف گفته‌اند اسيران كافران به اختيار امام هستند كه آزاد كند يا جانبها بگيرد و آزاد كند يا در برابر اسراى مسلمانان آزاد كند يا بكشد ، و يا به بندگى ديگرى در آورد و او را غلام كند 2 - حسن بصرى گفته است : امام حقّ كشتن ندارد ، و بايد يا غلام كند ، يا آزاد كند ، يا در برابر چيزى آزاد كند . 3 - قتاده و سدّى و ابن جريج گفته‌اند : آيه منسوخ است به اين آيه « فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ » 4 - ابن عمر و عطاء گفته‌اند : حكم آيه نسخ نشده است چونكه پيغمبر از اسيران بدر فدا گرفت و عقبه بن أبي معيط را كشت و به ديگرى منّت نهاد و رها كرد . و از امامهاي ما روايت است كه اسير دو جور است : 1 - آنكه در جنگ اسير مىشود و هنوز مردم در زد و خوردند و جنگ تمام نشده است اين گونه اسير را بايد بكشند و حقّ آزاد كردن يا فدا گرفتن ندارند . 2 - آنكه پس از تمامى جنگ اسير مىشود اختيارات پنجگانه ى بالا براى اينجور اسير است . « حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها » 4 طبرى : يعنى بوسيله ى جنگ و زر و و بال و گناه جنگجويان كافر از گردن شان برداشته شود كه همگى مسلمان شوند و فرمانبر خدا و پيغمبر باشند . و بعضى گفته‌اند : يعنى تا آنگاه كه جنگيان اسلحه بر -
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 544 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )