تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
« ترجعون » با ياء به صيغه ى غايب و تاء به صيغه ى خطاب هر دو قراءت شده است . « وَلا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ - الخ » 86 فخر : چون سخن از فرزند نداشتن خدا بميان آمد اين مطلب دنبال شد بشريك نداشتن و اين جمله را دو معنى كرده‌اند : 1 - آنهائى را كه مردم بجاى خدا ميپرستند كه عيسى و عزيز و ملائكه باشند ، شفاعت از كسى نكنند مگر براى آنكه شهادت بحقّ بدهد و لا إله الَّا اللَّه بگويد . و نقل كرده‌اند : نضر بن حارث و چند نفر ديگر گفتند : ما فرشتگان را دوست داريم و اگر سخنان محمّد درست باشد آنها بهترند از محمّد و براى ما شفاعت خواهند كرد . اين آيه بجواب اين سخن آنها نازل شد كه شفاعت ملائكه معبود شما براى كسى است كه شهادت بحقّ و درستى بدهد كه لا إله الَّا اللَّه است و معتقد بيگانگى خدا باشد . 2 - يعنى از آنهائى كه بجاى خدا مىپرستيد هيچكدام اختيار شفاعت ندارند مگر آنها كه شهادت بحقّ داده‌اند و يكتا پرست بوده‌اند و آنها عزير و عيسى و ملائكه هستند كه معبود بوده‌اند ولى راضى به اين كار نبوده‌اند و خود شاهد بحقّ و يكتاپرست بوده‌اند و داراى مقام و حقّ شفاعت به پيشگاه حقّ ، و جمله آخر آيه « هُمْ يَعْلَمُونَ » مىفهماند شهادت بحقّ كه از علم و ايمان نباشد اثر ندارد و شهادت مؤثر آن است كه با علم باشد و علم معنى دوّم يقين است كه اگر كسى در آن بخواهد شخص را شاكّ و دو دل كند آن يقين نابود و بدل شكّ نشود و البتّه اين علم و يقين بدنبال دليل است كه يقين را استوار كرده است و راه شكّ بسته شده است پس به اين جمله فهمانده شده است كه ايمان بتقليد سود ندارد و آنها كه معتقد شده‌اند ايمان مقلَّد بىنتيجه است به اين گونه استدلال كرده از اين آيه كشف كرده‌اند . « وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ - الخ » 87 ابو الفتوح : اين آيه در حقيقت بجاى اينجور جمله است كه گويند : آنكه به راه راست رفت و رستگار شد عجب نيست كه چگونه رستگار شد عجب از آن كس است كه بيراهه رفته است چگونه بيراهه رفته
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 489 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )