تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
گفتگو آمد . « إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ - الخ » 81 كشف : « ولد » با ضمّ « واو » و سكون « لام » قراءت حمزه و كسائى است . و ممكن است جمع « ولد » باشد و ممكن است تلفّظ ديگرى باشد مثل صلب و صلب كه دو جوز تلفظ دارد . طبرى : اين آيه سه جور معنى شده است : 1 - مجاهد گفته شده است : يعنى اگر آن طور باشد كه شما ميگوئيد براى خدا فرزند است من اوّل مؤمن با خدا هستم كه فرزند ندارد و شما را تكذيب ميكنم . 2 - ابن عبّاس گفته است : يعنى خدا فرزند ندارد و من اوّل كس هستم كه خدا را ميپرستم و گواه براينم كه براى او فرزند نيست . 3 - قتاده گفته است : يعنى چنين چيزى نبوده است و چنين چيز ناشدنى است كه خدا فرزند داشته باشد پس من اوّل كس هستم كه خدا را ميپرستم با ايمان و تصديق بر اينكه او را فرزند نيست . 4 - سدّى گفته است : يعنى اگر خدا فرزند داشته باشد من اوّل بنده و پرستنده فرزند خدا خواهم بود لكن او فرزند ندارد . 5 - عبد بمعنى غضب و انف استعمال شده است چنان كه يونس بن عبد الأعلى نقل كرد زنى پس از ششماه ازدواج فرزند آورد قضّيه را بعثمان بن عفّان خليفه ى سوّم گفتند او دستور مجازات داد عليّ عليه السّلام وارد شد و شنيد فرمود در قرآن است « وَحَمْلُه وَفِصالُه ثَلاثُونَ شَهْراً » و گفته است « فِصالُه فِي عامَيْنِ » . يعنى دوران باردارى و شير دادن فرزند سى ماه است و دوران شيرخوارگى دو سال است پس ممكن است دوران باردارى ششماه باشد . راوى اين خبر گويد « فو اللَّه ما عبد عثمان ان بعث اليها تردّ » يعنى عثمان را بد نيامد و خشمگين نشد كه بفرستد آن زن را بگردانند . پس عبد بمعنى بد آمد او را و غضبناك شد استعمال مىشود و معنى آيه اين است : اگر خدا فرزند داشته باشد اوّل خشمناك و ناپسند اين عقيده منم . « أَوَّلُ الْعابِدِينَ » 81 مجمع : عبدين بدون الف قراءت شده است تا مشتق از « عبدت منه » باشد يعنى از آن بدم آمد و نپسنديدم . و جمله ى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 488 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )