و صلاح كنند .
2 - آيت 13 جمله ى « تَقُولُوا سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ - الخ » كه دستور ميدهد : چون بر چهارپا سوار شويد اين جمله را بشكرانه بگوئيد شايد براى اين است كه آدمى متوجّه بهره هاى زندگى باشد و قدر آن بداند و هر چيزى را با شرايط و لوازم نگاهدارد و كار نمايد نه كه خودسر باشد و شايستگى و عزم و اراده ى خود پندارد كه اينها در اختيارش گذارده شده است كه شناختن قدر هر نعمتى آدمى را وادار مىكند بوارسى و نگهدارى آن و استفاده ى از آن ببهترين راه ممكن .
3 - آيات 22 و 23 و 24 و 25 « بَلْ قالُوا إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا - الخ چنان كه مكرّر نوشتهايم سرزنش مردم مقلَّد است و نكوهش تقليد و يادآورى سر انجام بد اين گونه فكر و كار .
4 - از آيت 31 تا 35 « قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ - الخ » بيادم آورد كه مكرّر در درس مىپرسيدند : اگر دين اسلام خوشبختى آدمى را فراهم مىكند چرا ملَّتهاى غير مسلمان مال و توانشان بيشتر است و برتر از مسلمانان هستند ؟ اين آيات به خوبى به اين پرسش پاسخ ميدهد كه آن روز كوته بينان ميخواستند آنها كه مال و مقام دارند پيغمبر باشند چون گفتند : چرا قرآن بيكى از دو نفر مرد مكّه و طايف كه مال و جاه دارند نازل نشد ؟ و سؤال آن روز آنها همين پرسش شاگردها است در اين زمان با كمى تفاوت . و پاسخى كه آن روز براى آنها آمده است ، براى اين مردم نيز خواهد بود چون اگر سرمايه ، خوشبختى بياورد در قدرت آفريدگار بود كه زمين و مردم آن را جورى بيافريند كه همگى برترين و بيشترين آنچه راه خوشبختى خود ميدانند داشته باشند ولى به اين جمله ها « لَوْ لا أَنْ - يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ - الخ » اين مسئله روشن است كه آفرينش اين زمين ما و موجودات آن بر تفاوت و كم و زيادى نهاده شده است و مقتضيات اين ساختمان با يكنواختى سازش ندارد و گر نه ممكن بود ابزار
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 491
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٩١