و چون به اين عالم نمودار شوند همان مناسبت اصلى و توجّه بحقّ و بىنظرى بموادّ زود گذر موجب شناسائى و دوستى آنها است و حدّ مشترك آنها را كه از يك جهت مخصوص درست شدهاند و به جهت مخصوص كه قرب حقّ است و وصول به كمال معرفت حقّ همگى متوجّه هستند و هدفشان از زندگى همان است . و همين است دوستى حقيقى كه هميشگى است مثل دوستى پيغمبران و اولياء و جمله سالكين راه حقّ . دوّم - دوستى از دل است و جان كه پديده ى سازش اخلاق و روش - هاى پسنديده است و اعتقادات متناسب و اعمال شايسته چون دوستى نيكان و نكوكاران و هم دوستى پيغمبران نسبت بامّت خود . سوّم - دوستى براى خواسته هاى مادّى است مثل دوستى نر و ماده و دوستى هواپرستان براى همكاران در بد كارى . چهارم - دوستى خردمندان براى كومك كردن و يارى جستن در كارهاى زندگى مثل دوستى تاجر و زارع و صنعتگر و آنكه نيكى ديده نسبت به نيكوكار خود . پس آن دوستى كه بمناسبت سود مادّى فراهم شده است آنگاه كه آن سود نبود دوستى هم نخواهد بود و بيشتر اين گونه دوستيها چون موجب آن نبود دشمنى جاى آن را ميگيرد و چون بيشتر دوستيهاى مردم از دسته سوّم و چهارم است در آيه گفته شده است « الأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ . . . عَدُوٌّ - الخ » كه برستاخيز راه سود مادّى بسته است و اندوه و افسوس زيان گذشته خشم و دشمنى به بار مىآورد كه هر يك گرفتارى و زيان خود را از ديگران ميداند كه او راه طمع نشان داده و خواسته ها را برايش آراسته است از اين روى در آيه گفته شده است « إِلَّا الْمُتَّقِينَ » كه دو دسته ى اوّل هستند و به اين گونه آلايش گرفتار نبودهاند و دوستيشان بجاى مانده است .
نفخة الرّحمان نهاوندىّ : ممكن است دوستى متّقين بيش شود كه آثار دوستى و كومك بيكدگر در آن عالم نمودار مىشود كه مزد است و ارتفاع مقام كه نتيجه ى كومك دوستان معنوى است در دنيا بر نكوكارى و پرهيزگارى .
« فِيها ما تَشْتَهِيه » 71 مجمع : « تشتهيه » با فزودنهاى ضمير نيز قراءت
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 486
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٨٦