است . از او پرسيدند : ريشه ى اين مثل در كجاى قرآن است ؟
« أعط اخاك تمرة
فان ابى فجمرة «
يعنى برادرت را خرما ده اگر نپذيرفت پاره آتش به او بده او گفت : از اين آيه آمده است « وَمَنْ يَعْشُ - الخ » .
مجمع : كلمه ى « نقيّض » با نون به صيغه ى متكلَّم و بياء به صيغه ى غايب قراءت شده است .
« حَتَّى إِذا جاءَنا » 38 مجمع : يعنى چون آن برستاخيز نزد ما آيد . و بعضى « جاء انا » به صورت مثنّى خواندهاند يعنى چون كافر و همنشين او .
« لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ - الخ » 39 مجمع : يعنى شركت در عذاب به شما سودى ندارد چون به سختى گرفتارند . بعضى گفتهاند : يعنى گرفتارى يك عدّه موجب تسليت و آرامش دل ديگران نميشود . چون ممكن است آدمى كه دشمن خود را گرفتار بيند از رنج او بكاهد ولى در آنجا راهى براى كم شدن نيست .
« فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ - الخ » 41 ابو الفتوح : يعنى اگر ما تو را ببريم و انتقام از كافران نگرفته باشى ما از تو نيابت كنيم و كينه ى تو از آنها بخواهيم .
و بعضى گفتهاند : مقصود اين است كه اگر ما تو را از مكّه ببريم و تو از قريش انتقام نگرفته باشى ما بروز بدر انتقام بگيريم .
« أَوْ نُرِيَنَّكَ - الخ » 42 طبرى : يعنى به تو نشان ميدهيم كه چيره بر كافران شدى و تو را برتر از آنها كردهايم .
« وَسْئَلْ مَنْ - الخ » 45 تبيان : قتاده و ضحّاك گفتهاند : يعنى از مردم كه بدين پيغمبران گذشته هستند بپرس كه در هيچ ملَّتى خداوند براى پرستش جز خودش خدايانى معيّن كرده است يا نه . و در جمله مضاف ساقط شده است يعنى « سئل امم من ارسلنا » .
« أُلْقِيَ عَلَيْه أَسْوِرَةٌ » 53 مجمع : أساورة نيز خواندهاند .
« فَاسْتَخَفَّ قَوْمَه » 54 مجمع : چون فرعون استدلال بر ملك مصر و رود آنجا كرد بر شخصيّت خود و نقص موسى كه دستبند طلا و صف ملائكه ندارد و مردم