آيه آن مطلب را دنبال كرده است كه عاقبت مال همنشينى شيطان است . و صاحب كشّاف گفته است : كلمه ى « يعش » با ضمّ و فتح شين قراءت شده است كه به قراءت اوّل از مصدر « عشو » است به معنى مانند آدم شبكور كار كردن و نگاه كردن و با فتح از « عشى » بمعنى بشب نابينا بودن . و با قراءت اوّل يعنى اگر كسى حقّ را شناخت و خود را از آن نابينا ساخت و به قراءت فتح يعنى آنكه از ديدن حقّ و قرآن نابينا است .
ابو الفتوح : 1 - حسن بصرى گفته است : يعنى آنكه از ياد حقّ نابينا است واگذاريم كه خوار دست شيطان شود . 2 - شيطانى همنشين او كنيم . و ممكن است مقصود آدمى باشد شيطان صفت كه همنشين اينجور آدم مىشود كه همان پيشوايان بگمراهى و ائمّه ى ضلال باشند . 3 - يعنى در عالم ديگر شيطانى درست كنيم براى چنين آدم تا او را بدوزخ رساند .
حسينى نوشته : در نفحات الانس آورده كه شيخ ابو القاسم نصرآبادىّ - قدّس اللَّه سرّه - با يكى از مؤمنان جنّ دوستى داشت . وقتى در مسجد جامع نشسته بود جنّى گفت كه اى شيخ اين مردم را چگونه مىبينى ؟ گفت : كه بعضى را بيخواب و بعضى را در خواب گفت : آنچه در سرهاى ايشان است مىبينى ؟ گفت : نى . پس چشم او را بماليد ديد كه بر سر هر كس غرابى نشسته است بعضى را بالها به چشم فرو گذاشته ، و بعضى را گاهى بال به چشم وى فرو ميگذارد و گاهى بالاى سر . گفت : اين چيست ؟ گفت : نخوانده اى كه « وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَه شَيْطاناً » اينها بر سرهاى ايشان نشسته و بر هر يك به قدر غفلت وى استيلا يافته . رباعى :
دريغ و درد كه با نفس بدقرين شده ايم
و زين معامله با ديو همنشين شده ايم
ببارگاه فلك بودهايم رشك ملك
ز جور نفس جفا پيشه اين چنين شده ايم