و سقف خانه كافران را طلا و نقره ميكنيم اگر به اين واسطه آدميان بىدين نميشدند « سُقُفاً » 33 مجمع : با ضمّ سين و قاف و فتح قاف هر دو قراءت شده است و مجاهد گفته است : بالاى سر ما آسمان را سقف بفتح گويند و سطح بالاى خانه را سقف با دو ضمّه گويند . و كلمه ى « زخرف » بگفته ى ابن عبّاس و قتاده و ضحّاك بمعنى طلا است و حسن بصرى گفته است : يعنى نقّاشى . ابن زيد گفته است :
فرش و اثاثيّه ى خانه است . و معنى اين آيه اين است كه دنيا براى حقارتش مىشود بكافران داده شود هر آنچه بخواهند ولى مصلحت نيست چون كسى با دين سر و كار نخواهد داشت .
« إِنْ كُلُّ ذلِكَ لَمَّا مَتاعُ » 35 كشف : عاصم ، حمزه « لمّا » با تشديد خوانده است ، و بمعنى « إلَّا » يعنى اينهمه ارزشى ندارد جز بهره ى چند روزه ى زندگى و ديگران « لمّا » بىتشديد خواندهاند كه « ان » مخفّف « إنّ » بمعنى البتّه و لام براى تاكيد و « ما » زائده است يعنى البتّه همه ى اينها بهره ى زود گذر است ، و از عمر نقل است اگر كسى از روزى خود گريزد روزى او را دنبال كند تا به او برسد چنان كه آواز بدنبال فرارى ميرسد و هر كسى را زندگى است كه بايد آن را برگزار كند و جاى گام معيّن دارد كه پايش به آن جا ميرسد و روزى او معيّن است كه آن را خواهد خورد و مرگى دارد كه به آن از دنيا ميرود . پس در دنبالگيرى روزى به نيكى رفتار كنيد و اگر دير رسيد از راه گناه آن را مجوئيد كه آنچه به پيشگاه خداوندى است جز با فرمانبريش بدست نيايد و با معصيت او چيزى دستگير نشود پس پرهيزكار از نافرمانى حقّ باشيد و بنكوئى روزى خود بخواهيد .
« وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَه شَيْطاناً » 36 فخر : مقصود از اين آيه آگاه كردن است بر آسيبهاى خوشبختى و زندگى با سرانجام خوب كه سرمايه و مقام آدمى را از ياد حقّ نابينا كند و كسى كه چنين شد همنشين شيطان مىشود و مناسبت اين آيه با جلو همين است كه چون گفته شد كالاى زندگى ارزش ندارد و بكافر اگر فساد توجّه مردم بكفر نباشد سقف و در خانه ى طلا و نقره مىدهم به اين
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 479
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٧٩