يگانگى حقّ است يا همين سخن ابراهيم است « انّني براء » و تناسب اين آيات مربوط بابراهيم با آيات جلو اين است كه چون بدگوئى تقليد و پيروى بىدليل شده است نام ابراهيم بميان آمده است كه او مرد استدلال و راهنمائى با دليل بود . و يا براى اين آورده شده است كه اگر شما عربها بخواهيد تقليد كنيد از پدر خود ابراهيم تقليد كنيد كه دينش بر اين پايه بود .
« رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ » 31 مجمع : يعنى مردى از مكّه و طائف و مقصودشان آن بوده است كه مردان نامى مالدار معيّن كه خود سراغ داشتهاند و شرط پيغمبرى به گمان خودشان در آنها بوده است چرا قرآن به آنها نازل نشد كه در مكّه وليد بن مغيره بوده است و عروة بن مسعود ثقفى در طائف ، يا عتبة بن ربيعه در مكّه و عبد ياليل در طائف .
كشف : نقل است كه وليد بن مغيره گفت : اگر گفته ى محمّد درست باشد بايستى قرآن و اين سخنان يا بر من نازل شود يا بر ابو مسعود ثقفى .
« أهُمْ يَقْسِمُونَ - الخ » 32 مجمع : يعنى روزى مردم كه ارزشى ندارد به اختيار آنها نيست و ممكن است ما بمردم بىزبان و ناتوان سرمايه بسيار دهيم و آنها كه زيرك و توانا هستند محروم باشند پس چگونه مقام نبوّت با آن اهميّت در اختيار مردم باشد .
« رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ - الخ » 32 مجمع و كشف : يعنى بهشت يا پيغمبرى يا ايمان و اسلام بهتر است از سرمايه ها كه آنها اندوخته ميكنند .
« لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً - الخ » 33 طبرى : اين جمله دو معنى شده است : 1 - اگر نه مردم همگى كافر ميشدند و براى رغبت به دنيا دست از دين برميداشتند . 2 - اگر نه همگى مردم يك دل مايل به دنيا ميشدند و دنيا را برتر از دين ميشمردند .
كشف : اين آيه براى جواب آنها است كه گفتند : چرا سرمايه دارهاى مكّه و طايف پيغمبر نشدند ؟ بجوابشان گفته شده است : سرمايه ارزشى ندارد
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 478
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٧٨