است بملك او ، قسم ياد مىكند ميفرمايد : بحيات من بملك من به قرآن كلام من .
تأويلات كاشانى : سوگند خداوند است باوّل وجود كه حقّ است و حاء اشاره به آن است و آخر وجود كه محمّد است و ميم اشاره به آن است ، و اين بالاترين سوگند است چون باصل و كمال كلَّيّه ى آفرينش سوگند ياد شده است ، چنان كه كلمه ى شهادتين پايه و اساس اسلام است كه توحيد اصل وجود است و نبوّت كمال وجود .
تفسير صفى عليشاه :
بعد بسم اللَّه رحمن الرّحيم
مىخورد سوگند ، حقّ بر حاء و ميم
آن حقيقت يعنى اندر انجلا
كاوّلش حقّ است و آخر مصطفى
يا قسم بر اسمهاى احسن است
كابتدايش حا و ميم اين ابين است
هم به قرآن مبين مستطاب
يعنى اين آيات و اين روشن كتاب
كه بيان كرديم بر لفظ عرب
تا شما يابيد شايد در طلب
حسينى : حروف مقطَّع براى خبردار كردن و از بيخودى بدر آوردن است كه شنونده از غفلت و بيخبرى به خود آيد و آگاه شود . و ثعلبى كه پيشواى اهل لغت است گفته است : حروف تهجّى براى آگاه كردن است و بجاى كلمه « الا » پس « حم » در اين سوره براى تنبيه بر گوش دادن سخن حقّ است .
« وَالْكِتابِ الْمُبِينِ - الخ » 3 طبرى : يعنى سوگند به اين كتاب كه هر كس در آن به چشم بينائى بنگرد داند كه ساخته ى محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله نيست و ما آن را به زبان عرب فرستاديم .
« إِنَّه فِي أُمِّ الْكِتابِ - الخ » 4 ابو الفتوح : يعنى قرآن در لوح محفوظ به آن جائى كه جز حكم ما چيزى راه ندارد بلند پايه است كه سخنى به او نمىرسد و محكم و استوار است كه تناقض و ناهمآهنگى در آن نميباشد .
فخر : ممكن است امّ الكتاب آيات محكمات باشد بقرينه ى اين آيه « مِنْه آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ » و مقصود اين است كه اين سوره از آيات محكمات