دين اسلام است يا راهى كه طالب را و حقجو را به مقصود رساند .
« إِلَى اللَّه تَصِيرُ الأُمُورُ » 53 حسينى نوشته : نزد محقّقان بازگشت همه ى امور در همه ى اوقات و احوال به حضرت او است و بارتفاع حجب و وسائط و مشاهده اين معانى دست دهد . نظم :
صورت كثرت حجب وحدت است
غيبت ما مانع نور حضور
ديده ى دل باز گشا و ببين
سرّ الى اللَّه تصير الامور
سخن ما : 1 - حروف اوّل سوره را شايد بتوان گفت : رمزى است كه با اظهار آن اذهان مخالفين را به خود متوجّه مىكند و بسخن خواننده ى قرآن گوش ميدهند . پس در معنى رمزى است پوشيده با دوست و در لفظ وسيله ى توجّه دشمنان است كه چون تازه و بر خلاف عادت به گوش شان ميرسد آرام مىشوند و گوش ميدهند تا بفهمند اين روش تازه چيست و خود ، راه متوجّه كردن آنها است به قرآن .
2 - آيت 5 جمله ى « تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ » شايد جاى اعتراض باشد كه شكافتن آسمان براى چه و بچه معنى است ، و در جواب بتوان گفت شكافتن آسمان كنايه است از زير و زبر شدن موجودات و بر هم خوردن قوانين طبيعت و در هم ريختن كره هاى آسمانى . و اين پديداريها در برابر قدرت بينهايت آنكه درست كرده آسان است و شدنى و براى همين گفته شده است تا بتپرستان و ناسازگاران متوجّه باشند : همانكه آفريده است ويران تواند بكند نه آنچه را شما بپندار خود آفريدگار درست كردهايد . و اگر آنچه از امام فخر نقل كرديم كه به دنبال زشتى سخن بتپرستان و فرض شريك براى خدا اين جمله گفته شده است جاى آن است كه آسمانها بشكافد باز هم ميتوان گفت كه معنى چنين است : به آن اندازه اين فكر و سخن كافران زشت است و بر خلاف قوانين طبيعت كه اگر آنچه آنها گويند درست باشد آسمانها از هم بپاشد زيرا با فرض آنها نگهبانى براى آسمانها نماند .