مىكند بآنجور كه خدا گفته است .
كشف : جهت نزول اين آيه آن بود كه يهود به پيغمبر عرض كردند : موسى با خدا سخن گفت و به او نگاه ميكرد و اگر راستگوئى در پيغمبرى خود بايد به خدا بنگرى و با او سخن بگوئى . آن حضرت فرمود : چنين سخنى نگوئيد چه ، موسى خدا را نديد و سخن او را شنيد . اين آيه به پشتيبانى فرموده ى پيغمبر فرود آمد . و بيشتر وحى پيغمبران پيش از پيغمبر ما يا بالهام در دل آنها بوده است يا بخوابى كه ميديدهاند . و از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله روايت است : بعضى پيغمبران آواز مىشنيدند و پيغمبر ميشدند و بعضى بدل و گوششان مىافتاد و وسيله ى پيغمبرى شان ميشد ، و جبرئيل با من سخن ميگويد چنان كه شما با يكدگر سخن گوئيد و حرث بن هشام از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله پرسيد : چگونه بشما وحى ميرسد ؟ فرمود :
گاهى مثل آواز زنگ است كه از همه سختتر است و رنج آور و چون صدا قطع مىشود آنچه بوده است بخاطرم ميماند و گاهى ملك به صورت مردى بجلوم نمايان مىشود و با من سخن ميگويد و آن را بخاطر نگاه ميدارم . و عايشه گفت : روزهاى سرد آن حضرت را با حال وحى ميديدم چنان بىآرام است كه گويا پاره هاى بدنش از هم گسيخته مىشود و از پيشانيش عرق ميريخت .
« أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ » 51 كشف : نافع خوانده است « يرسل » با رفع « يوحى » با سكون تا جمله اى جدا و استيناف باشد و ديگران با نصب هر دو خواندهاند كه عطف بر معنى جمله ى جلو باشد تا چنين معنى شود : « الَّا ان يوحي او يرسل رسولا فيوحي » و نتيجه ى معنى در هر دو قراءت يكى است .
فخر : آنكه كلام حقّ را ميشنود از كجا آسوده خاطر است كه سخن خداوند است مگر صفت قديم حقّ كه منزّه از حروف و اصوات است در يابد تا يقين كند كه سخن خداوندى است و باز اطمينان به آن معلوم نيست تا دليل ديگر بر آن نباشد ولى اگر حروف و اصوات بشنود البتّه بايد نشانه اى باشد تا يقين كند اين صدا و سخن از خداوند است . و همچنين اگر از ملكى شنيد قرينه لازم است كه
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 456
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٥٦