نشان دهد او از سوى خدا است نه شيطان راهزن است .
صافى : چون اصل وحى سخنى است پوشيده كه به زودى درك مىشود معنى آيه اين است : 1 - در دلش مىافتد و كسى را نمىبيند . 2 - آوازى ميشنود و كسى نمىبيند . 3 - از فرستاده سخن ميشنود .
تأويلات كاشانى : وحى به پيغمبر يعنى رسيدن او بمقام وحدت و فناى در حقّ با اينكه بوجود مادّى خود محققّ است و باقى و استوار است و زنده چنان كه در سوره ى نجم است « ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ - الخ » و سخن شنيدن از پس پرده آنگاه خواهد بود كه پرده ى دل در ميان است و صفات در جلوه گرى اين است كه راز گفتن و مناجات و مكالمه و مكاشفه پيدا مىشود چنان كه براى موسى بود كه او در پرده ى صفات گرفتار بود .
« وَكَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً - الخ » 52 طبرى : چنان كه بپيغمبران گذشته وحى ميكرديم همچنين اين قرآن را كه وحى و رحمتى است از فرمان ما به تو وحى كرديم ، و كلمه ى « روح » بمعنى رحمت است بگفته ى قتاده . و سدّى گفته است بمعنى وحى است .
مجمع : روح بمعنى قرآن است كه راهنما است و زندگى و جان دلها است .
« مَا الْكِتابُ وَلَا الإِيمانُ » 52 مجمع : يعنى خبر نداشتى كه قرآن چى است و شرع و احكام دين چى است . بعضى گفتهاند : يعنى اهل ايمان را نميدانستى كه چه كسان هستند و كى مؤمن خواهد بود و كه نخواهد بود .
كشف : محمّد بن اسحاق بن خزيمه گفت : مقصود از ايمان نماز است مثل « وَما كانَ اللَّه لِيُضِيعَ إِيمانَكُمْ » و علماى اصول دين معتقدند كه پيغمبران ، پيش از پيغمبرى مؤمن بودهاند و پيغمبر ما پيش از پيغمبرى بدين ابراهيم بود .
« نَهْدِي بِه مَنْ نَشاءُ - الخ » 52 حسينى : يعنى تو راه راست را نشان ميدهى پس دعوت تو همگانى است ولى آن را كه سرنوشتش هدايت است ما رهبرى ميكنيم . پس هدايت ما خاصّ است بيك عدّه ى معيّن . و صراط مستقيم
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 457
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٥٧