ستمگر خود كينه جوئى ميكنند و اندازه نگاه ميدارند و ستم نمىكنند .
« جَزاءُ سَيِّئَةٍ - الخ » 40 كشف : مقاتل گفته است اين دستور براى مجازات جرم كشتن و زخم زدن است . سدّى گفته است : مقصود بد گفتارى و دشنام است كه هر كه آنچه بشما گفت به همان اندازه جوابش گوئيد و زياده و تعدّى نكنيد كه اگر گفت : خدا خوارت كند همان را بجوابش گويند .
فخر : اين آيه اصل بزرگى است در علم فقه و در بعضى موارد كه بايد بيش از اندازه مجازات كرد يا حكم شود كه ستمديده از حقّ خود بگذرد وابسته باجتهاد مجتهد است .
« لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ » 40 مجمع : يعنى در جمله ى پيش كه گفتيم « فَمَنْ عَفا - الخ » نه از براى دوستى ستمگر است كه خدا ستمگر را دوست ندارد بلكه براى گذشت و نكوكارى است . و بعضى گفتهاند اين جمله مربوط است به جملهء جلوتر « جَزاءُ سَيِّئَةٍ » يعنى خدا ستمگر را دوست ندارد كه بدى را بيش از بدى مجازات كند .
« يَنْظُرُونَ مِنْ طَرْفٍ خَفِيٍّ » 45 طبرى : مجاهد گفته است يعنى كافران در ميان آتش از چشم خوارى و بيچارگى مينگرند . قتاده گفته است : يعنى آنها دزديده نگاه ميكنند . بعضى مردم بصره گفتهاند يعنى با چشمى ضعيف مينگرند بعضى گفتهاند : با قسمتى از چشم خود مينگرند . بعضى ديگر گفتهاند : چون كور بمحشر آمدهاند با دل به آتش مينگرند .
« ما لَكُمْ مِنْ نَكِيرٍ » 47 تبيان : يعنى زبان انكار نداريد . بعضى گفتهاند :
يعنى كسى نداريد كه بگويد : چرا آزارشان ميكنيد و بر آزار شما خرده گيرى كند .
فخر : ارتباط اين آيه بجلو اين است كه چون نويد و تهديد بسيار گفته شد آغاز نتيجه شد كه پيش از فرا رسيدن آن روز كه راه انكار نداريد سخن حقّ بپذيريد .
« إِنَّا إِذا أَذَقْنَا الإِنْسانَ - الخ » 48 فخر : چون دستور باطاعت داده
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 454
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٥٤