است بوسيله ى ازدواج ، شما و چهار پايان را زياد مىكنيم .
« لَيْسَ كَمِثْلِه » 11 حسينى : كلمه ى مثل زياد است يا بمعنى ذات است .
ذات تو را صورت و پيوند نه
تو بكس و كس به تو مانند نه
« شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِه - الخ » 13 فخر : چون احكام اديان مختلف است مقصود از اين آيه آن چيزها است كه باختلاف اديان تفاوت نميكند كه ايمان به خدا و ملائكه و كتب آسمانى و پيغمبران و رستاخيز است و كوشش در فضائل و دورى از رذائل .
« أَقِيمُوا الدِّينَ وَلا تَتَفَرَّقُوا » 13 فخر : نقل اين جمله از پيغمبران مى - فهماند كه پيغمبران بزرگ گذشته كه نوح و ابراهيم و موسى و عيسى بودهاند ، سفارش مىكردهاند كه در دين چنان همگى استوار باشيد كه اختلاف و پراكندگى در ميان شما نباشد . پس بگفته ى منكرين قياس به اين آيه عمل بقياس جايز نيست چون قياس بزرگترين راه اختلاف است و به چشم مىبينيم آنها كه به قياس رفتار ميكنند تا بقيامت اختلافشان باقى است ، پس بايد ممنوع باشد .
« وَما تَفَرَّقُوا إِلَّا - الخ » 14 فخر : مقصود از جمله هاى « تفرّقوا » و « قضى بينهم » و « اورثوا الكتاب » يهودى و مسيحى است كه گويا كسى ميپرسد با سفارش پيغمبران به يگانگى و خوددارى از اختلاف پس چرا در دين يهود و مسيح مذاهب مختلف است ؟ اين جمله ها جواب است كه اختلاف براى جاه طلبى و خود فروشى است و جمله ى « اورثوا الكتاب » مقصود معاصرين زمان پيغمبر است كه اينها هم مثل گذشتگانشان هستند كه ايمان ندارند و در كتاب دين خودشان در شكّ ، و دو دلند . و معنى جمله ى بعد « فَلِذلِكَ فَادْعُ - الخ » دنباله ى همين مطلب است كه چون آنها دو دسته و مختلف هستند تو استوار باش و باتّفاق دعوت كن و خواسته هاى مختلف آنها را دنبال مكن .
« وَأُمِرْتُ لأَعْدِلَ - » الخ « 15 مجمع : يعنى مأمور هستم تا عدالت كنم و در دين ميان كسى تفاوت نگذارم و همه را بسوى حقّ دعوت كنم ، و بعضى گفته اند