تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
نمىشود . بعلاوه كه چون در برابر اعتراضى نشده و نقل سخنى از مخالفين نشده است معلوم مىشود آن روز مردم به همين اندازه سخن ، حسّ پرسش آنها كه كى و چه جور آفريده شده است آرام ميشده است و بيش از اين سؤالى نداشته‌اند و چيزى نمىخواسته‌اند . 3 - آخر آيت 10 جمله ى « سَواءً لِلسَّائِلِينَ » شايد چنين بفهماند كه تقدير و اندازه گيرى روزى در روى زمين براى خواهندگان برابر است و اندازه روزى برابر با خواهش كنندگان است كه آنچه با كار و كوشش بخواهند باندازهء همهء آنها روزى مقدّر و معيّن شده است پس هر كه كم كار كند و كم به او برسد يا زياد به او برسد و يا كسى زياد كار كند و زياد به او برسد يا كم به او برسد همه ى اين كم و زياديها بموجب آن سرنوشت است كه به اندازه ى روزى خواران و سائلين معيّن شده است . 4 - آيت 11 جمله ى « ثُمَّ اسْتَوى » بطورى كه نقل اشكال مفسّرين كرديم كه آفرينش آسمان پس از خلق زمين با جمله ى « وَالأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها » ناسازگار است ، ممكن است بگوئيم : چنان كه در مجمع البحرين در ماده ى « دحا » گفته است در سخن لغويّين و مفسّرين معنى دحو آمادگى و گشادگى به منظور جايگزينى است و اين خاصيّت غير از آفرينش اصلى است . بعلاوه كه شايد گشادگى زمين پيدايش سطحهاى ديگرى است كه از پس آرامش و استقرار كره ى زمين پيدا شده است مانند جزائرى كه در اقيانوسها ديده مىشود و شايد بتوان گفت : قاره ى امريكا هم از همانها است كه پس از آفرينش زمين بساليانى دراز از دل اقيانوس بالا آمده و پديدار شده است و جمله هاى « وَالأَرْضَ بَعْدَ - الخ » اشاره به اين افزايشهاى از هم جداى سطح زمين باشد مثل خاك ژاپن و استراليا و مانند اينها . 5 - آيت 11 جمله ى « وَهِيَ دُخانٌ » : ميگوئيم بطورى كه در كتابهاى درسى نوشته شده و تدريس مىشود فرضيه ى « لاپلاس » عالم فرانسوى قرن