كشف الأسرار گفته است : مردان راه دين و خداوندان عين اليقين كه دلهاى صافى دارند و همّتهاى عالى و سينه هاى خالى ، چون از قعر سينه ى ايشان اين كلمه « هو » سر بزند مقصود و مفهوم ايشان جز حقّ جلّ جلاله نبود تا چنين جوانمردى نبود خود حقيقت هويّت بر وى مكشوف نگردد . آن عزيزى كه در راهى ميرفت درويشى پيش وى باز آمد و گفت : از كجا ميآئى ؟ گفت : هو . گفت : كجا ميروى ؟ گفت : هو ، گفت : مقصدوت چى است ؟ گفت : هو . از هر چه سؤال ميكردى مىگفت : هو ، اين چنان است كه گفتهاند :
از بس كه دو ديده در خيالت دارم
در هر چه نگه كنم توئى پندارم
سخن و استفادهء ما : 1 - آيت 50 جمله هاى « فَاعْلَمْ أَنَّما يَتَّبِعُونَ » - تا آخر « آن روز براى شناساندن مردم كج انديش و ناسازگار با پيغمبر بود ، و امروز براى آنها است كه نسنجيده ادّعائى ميكنند و روشى براى خود مىگزينند و رهبرى نه از خرد خود دارند و نه از ديگران و رهبران خردمند ميپذيرند . ناچار اين گونه مردم بر خود و هر كس پيرو آنها باشد ستم ميكنند و جمله ى آخر » إِنَّ اللَّه لا يَهْدِي « تا آخر خوب نشان ميدهد نتيجه ى اين گونه روش را كه از سوى حقّ راهنمائى نميشوند يعنى راه خود را گم ميكنند و رشته ى زندگى را از دست ميدهند و تا چنين باشند با همين گرفتارى دست بگريبانند . و نمونه ى آن را در جامعه ها البتّه بسيار كم ولى در افراد بسيار مىبينيم كه هميشه گرفتار و در آزارند چون به پيروى از هواى نفس انس گرفتهاند و دستبردار از آن نيستند .
2 - آيت 51 « لَقَدْ وَصَّلْنا - تا آخر » علاوه بر آنچه آن روز اعراب را خبردار كرده است كه قول و وسيله ى رهبرى ناگسيخته ببشر ميرسيده است تا بتوانند راه خوشبختى خود را بيابند . در امروز نيز همان يادآورى براى مردم هست كه قول و وسيله ى هدايت يعنى قرآن و پرتوهاى آن كه گفتار پيشوايان دين است ، و دانشمندان و خردمندان الهام گرفته ى از قرآن همگى به يكديگر پيوسته در همه ى روزگاران گذشته و آينده پا بر جاى بوده است و هست فقطَّ مردم بايد مرد تذكّر