تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
اربابها واژگون شود و از آن سر سپردگان بپرسند كجا هستند آنها كه خدا را از ياد شما بردند و شما مال و جان مردم را براى نزديكى به آنها پايمال كرديد ؟ آن روز در باز پرسى ، اربابها گناه را به آنها نسبت ميدهند و آن بيچارگان نه دسترس بارباب دارند كه انتقام از او بگيرند و نه بيكدگر نزديك هستند كه بتوانند وسيله ى دفاع خود را فراهم كنند . اين است كه اين اختيار دارهاى چند روزى شيفته ى جاه خود نشوند و از اين آيات پند بگيرند و يكبارگى خود را به زور و زر نسپارند و اين جمله ها « تَبَرَّأْنا إِلَيْكَ . . . فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ . . . فَعَمِيَتْ عَلَيْهِمُ الأَنْباءُ » يعنى آن اربابهاى محكوم خود را از اينها بدور ميدارند و جواب آنها را نميدهند و آنها دسترس باخبار و وسائل دفاع ندارند . خوب اين گونه مردم را معرّفى مىكند و تاريخ حاضر و تحوّلات سياسى از اين گونه پيش آمدها زياد براى ما نشان ميدهد . 6 - آيت 68 « رَبُّكَ يَخْلُقُ » تا آخر از تفسير صافى نقل كرديم كه رواياتى آورده است براى مقصود از آيه كه انتخاب امام با خداوند است و كس را اختيارى نيست ولى چون به آن روايات اطمينان صحّت نداريم ميتوان گفت روش سخن در اين آيه در برابر گفتار كافران است كه آنها بهر چيزى بهانه ميگرفتند و اظهار نظر ميكردند بطوريكه از كشف الأسرار وليد بن مغيره را نقل كرديم از اينروى اين آيه بطور كلَّى اعلام كرده است كه كس را نرسد كه خود را شريك خدا بداند و اظهار نظر كند و اگرچه جمله ى « ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ » تا آخر ميفهماند كه در هيچ كار مردم اختيارى ندارند ولى مطلب معلوم است كه در كارهاى زندگى عقل آدمى را خدا وسيله و راه اختيار براى او قرار داده است و چون در آخر گفته شده است « تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ » معلوم است كه تمام اين آيه براى آنگونه اظهار نظر و هرزه - درائى كافران است ولى ممكن است بگوئيم از مفاد عموم نفي اختيار در كارها استفاده مىشود كه مسئله ى امامت هم از كارهاى كوچك روزانه ى مردم نيست كه