بايد كلمه ى « وى » را جدا بنويسند و بمعنى تأسّف و افسوس است ، يعنى ايواى كه پندارى خداوند روزى ميدهد به آنكه بخواهد .
مجمع : « خسف » با ضمّ خاء و كسر سين به صورت مجهول نيز خوانده شده است و هم كلمه ى « ويكأنّه » به صورت « و يك أنّه » از يكدگر جدا خوانده شده است .
« لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الأَرْضِ وَلا فَساداً » 83 مجمع : ابن جريج و مقاتل گفتهاند :
يعنى آنها كه ستم و گرد نفرازى بر مردم ندارند و از بندگى خدا ننگ ندارند و آهنگ نافرمانى و معاصى خدا ندارند . و زاذان از عليّ عليه السّلام نقل كرد كه آن حضرت در بازار راه ميرفت و گم شده ها را راهنمائى ميكرد و بمردم ناتوان كومك ميفرمود و از جلو فروشندگان ميگذشت و اين آيه را براى آنها مىخواند و ميفرمود : اين آيه براى فرماندهان فروتن و دادگر است و براى ديگر مردم كه قدرت و توانائى دارند . و ابو سلَّام اعرج از آنحضرت نقل كرده است كه فرمود :
ممكن است براى كسى بند كفش او موجب خودپسندى و مفاخرت او شود و داخل در معنى اين كلمات « عُلُوًّا فِي الأَرْضِ » باشد . و كلبى گفته است : « فسادا في الأرض » يعنى بپرستش غير خداوند دعوت كردن ، عكرمه گفته است : يعنى به ناروا مال از كسى گرفتن .
« إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ » 85 تبيان : روى سخن با پيغمبر است ، يعنى آنكه قرآن را به تو نازل كرد و امتثال دستورهاى آن را بر تو لازم داشت تو را بر ميگرداند بمعاد خودت ، حسن بصرى گفت : يعنى به سوى روز قيامت ، مجاهد گفت : بسوى بهشت ، ابن عبّاس گفت : به سوى مرگ - و بروايت ديگر - بسوى مكّه ، و اين معنى پسند بيشتر مفسّرين است .
تأويلات كاشانى : يعنى آنكه در ازل بموجب استعداد كامل عقلى بر تو ناگزير كرد قرآن را كه فراگير همه ى كمالات و حكمتها است تو را بر ميگرداند بفناء در احديّت ذات و يگانگى حقيقى بسوى بقاى بحقّ بتحقّق جميع صفات .
حسينى نوشته : و بر سالك مستبصر اينجا سرّ « منه يبدأ و اليه يعود »
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 40
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٠