تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
1 - نمىتوانستيد از پاره هاى تنتان كار خود را بپوشيد . 2 - از پاره هاى تن خود پرهيز نداشتيد . 3 - گمان نمىبرديد كه آنها بر زيان شما شهادت دهند . ابو الفتوح : عبد اللَّه مسعود گفت : روزى خود را بپرده هاى كعبه پوشيده بودم كه دو نفر از قريش بنام ربيعه و صفوان بن اميّه و يك نفر ثقفى بنام عبد - يا ليل آمدند و بسخن گفتن پرداختند يكىشان گفت هر چه گوئيد خدا ميشنود . ديگرى گفت : اگر بلند بگوئيم ميشنود و اگر آهسته گوئيم نميشنود . سوّمى گفت : اگر بلند را بشنود آهسته را هم بشنود . من حضور پيغمبر رفتم و اين را گفتم ، اين آيه نازل شد « وَما كُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ - الخ » . « ذلِكُمْ ظَنُّكُمُ - » الخ « 23 ابو الفتوح : يعنى اين گمان بد كه به خدا برديد شما را هلاك كرد . و ابو هريره از پيغمبر نقل كرده است كه فرمود : خدا گفته است : من آنجا هستم كه بنده ى من به من گمان برد و چون مرا ياد كند من با او هستم . و نيز پيغمبر فرمود : تا دم مرگ به خدا بدگمان نباشيد كه مردمى به خدا بدگمان شدند و نابودشان كرد . و همين است معنى آيه » ذلِكُمْ ظَنُّكُمُ - الخ « . و فرمود : گمان خوب نتيجه ى بندگى خوب است و از بدگمانى دورى كنيد كه گمان خود دروغتر سخن است . « وَإِنْ يَسْتَعْتِبُوا - الخ » 24 كشف : اين جمله چند معنى مىشود . 1 - اگر عذر بخواهند پذيرفته نيست . 2 - اگر بخواهند كه خدا از آنها راضى باشد راضى نميشود . 3 - اگر بخواهند بمقصودشان برسانند پذيرفته نميشود . و جمله ى « يستعتبوا » به صيغه ى مجهول خوانده شده است و « معتبين » به صورت اسم فاعل يعنى اگر وادارشان كنند بتوبه و نكوكارى نميپذيرند چون خير و خوشى در آنها نيست . « فَزَيَّنُوا - الخ » 25 نيشابورى : يعنى آن ديوها كه دوست كافران شدند در چشم آنها آراستند آنچه در جلو دارند كه خواسته هاى زندگى است و آنچه در پس پشت شان دارند - و بعد ميرسد كه حساب و بهشت و دوزخ عالم