تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
معبودشان . « وَبارَكَ فِيها » 10 كشف : يعنى به زمين بركت داد بواسطه ى آفرينش رود و دريا و درخت و معدن . طبرى : يعنى زمين را سودمند هميشگى كرد براى آنها كه در آن زندگى مىكنند . « وَقَدَّرَ فِيها أَقْواتَها » 10 كشف : ضحّاك گفت : يعنى در هر شهرى چيزى معيّن كه در ديگرى نيست تا مردم بواسطه ى تجارت و بردن آنچه دارند به جائى كه ندارند زندگى شان برگزار شود . مجمع : يعنى روزى مردم هر سرزمينى را مناسب احتياجات زندگىشان معيّن كرد و هم مناسب حيوان هر جائى روزى او را معيّن كرد . طبرى : از ابن مسعود نقل است كه او « قسّم فيها » ميخوانده است . « فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلِينَ » 10 مجمع : يعنى آغاز آفرينش زمين تا انجام تعيين روزيها چهار روز بود كه دو روز اوّل جزء همين چهار روز است ، چنان كه ميگويند : از بصره تا بغداد بده روز رفتم و تا كوفه به پانزده روز يعنى انجام تمام مسافرت از بصره تا بغداد و از بغداد تا كوفه همگى پانزده روز يعنى و كلمه ى « سواء » با رفع و صداى جلو خوانده‌اند تا صفت ايّام باشد يعنى آن چهار روز برابر است و با جرّ و صداى زير خوانده‌اند تا صفت ايّام باشد يعنى در چهار روز مساوى ، و در معنى اين جمله اختلاف است : 1 - يعنى براى آنها كه مىپرسند بچه مدّت زمين آفريده شد در چهار روز مساوى بوده است . 2 - سدى و قتاده گفته‌اند : يعنى مساوى است براى آنها كه روزى خود را ميخواهند . روح البيان : ابن عبّاس گفت : پشت سر پيغمبر سوار بودم و از آن حضرت شنيدم كه فرمود : روح پيش از بدن ، و روزى پيش از روح به چهار هزار سال فاصله آفريده شده است بطور مساوى چه كسى سؤال بكند يا نكند و من خود از آنها هستم كه از خدا سؤال روزى نكردم و هر كس سؤال كند نادان است و در تأويلات