تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
در فارسى جانشينى پيدا كنيم و اگرچه در معنى لغات نوشتيم بمعنى داراى بخشش و فضل و توانائى و بينيازى لكن اينها شرح لفظ است و آن معنى كه از اين تركيب بخاطر ميآيد يك حقيقت بسيار وسيعى است كه گفتيم « بسيط الحقيقة كلّ الأشياء » و نه مقصود مالكيّت اين صفات است كه از جائى فراهم كرده باشد بلكه پديد آرنده و صاحب اصلى و فراهم آورنده ى اين فضائل است و براى همين معنى است كه در آيت بعد گفته شده است گفتگوى در آيات خداوندى و اين حقيقت پديد آرنده ى همه چيز فقطَّ مولود كفر است و انحراف و جز مردم كافر كسى ديگر در نشانه هاى چنين قدرت كشمكش و جدال نميكند . 2 - آيات 7 و 8 و 9 نشان ميدهد كه عوامل طبيعت هم با ايمان سر و كار دارند و دوستدار مؤمن هستند و دعا گوى چنين كسند و خويشاوندان صالح او چون جمله ى « الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ » اشاره است به آن كاركنان و عوامل طبيعت كه بار برترين سازمان اين آفرينش ما را بر دوش دارند زيرا اين انديشه و توانائى ما مولود عوامل بزرگترى است كه باصطلاح هر دسته اى ملائكه يا عقول ناميده ميشوند و همانها هستند كه حامل عرش و واسطه ى فيض هستند و بما عقل و قدرت داده‌اند پس خود آنها تسليم بعقل و قدرت لا يزال هستند چون اين حقيقت را درك كرده‌اند كه خود پديده و آفريده ى آن قدرت و عقل و اراده ى بىآغاز و انجام هستند ، براى آنها كه مؤمن هستند و خويشان خوب آنها نيز استغفار ميكنند . 3 - از آيات 10 تا 22 همگى تهديد و بيم است بمردم بد كار و اين حقيقت مكرّر يادآورى شده است كه عاقبت كفر و كجى به اين جا ميرسد كه دست و توان از همه جا كوتاه شده و جان بلب رسيده آرزوى خلاصى كنند و به مقصد نرسند و جهت آن چنان كه چند جا در اين كتاب كه مناسب بوده است نوشته‌ايم اين است كه وابستگى همه ى موجودات جان دار و بيجان باصل آفرينش بموجب طبيعت و نهاد خودخواه و ناخواه هست ولى موجودات جان دار و بيجان باصل آفرينش بموجب طبيعت و نهاد خودخواه و ناخواه هست ولى موجودات جان دار كه اراده و انديشه دارند