مردم ندارد ، چنان كه فرعون گفت « ما أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشادِ » يعنى راه درست همين است كه من پيش پاى شما ميگذارم و بايد موسى را بكشم .
7 - آيت 36 « الَّذِينَ يُجادِلُونَ - الخ » نشان ميدهد خوى مردم بيخرد را كه دليل نداشته بحث ميكنند و اين سرسختى نتيجه ى خود خواهى و ستمگرى است كه سر انجام آن مهر شدن دل است و محروميّت از خرد و درك حقايق كه اگر با روشى درست تربيت شوند و ستمگر و خود خواه بار نيايند جدل بدون دليل نخواهند كرد .
8 - آيت 41 و 42 معرّفى مىكند مرد خردمند خيرخواه و افراد بىخرد خود سر را كه ميپرسد « ما لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجاةِ - الخ » يعنى تفاوت من و شما چى است جز عقل و احساس شريف كه من نجات شما را ميخواهم و شما سوختن من ، و بعلاوه گوشزد مىكند زشتى پيروى از ندانسته كه « أُشْرِكَ بِه ما لَيْسَ - » الخ « اين مطلب را مىرساند كه در پى ندانسته رفتن هم مثل بدرون آتش رفتن است .
9 - آيت 44 خوب مينماياند اطمينان و قدرت ايمان را كه مرد با ايمان در برابر اظهارات خود بايد به اين اندازه آسوده خاطر و استوار دل باشد كه بتواند مخالفين خود را به اين گونه تهديد كند كه « فَسَتَذْكُرُونَ ما أَقُولُ - » الخ « آخر به اين گفته هاى من پى خواهيد برد و با همين استقامت و قدرت بيان نجات يافت و مخالفين گرفتار شدند .
10 - آيت 56 « إِنَّ الَّذِينَ يُجادِلُونَ - الخ » ميفهماند كه مردم خودخواه و آزمند تا هر اندازه كه به مقصد خود ميرسند باز آرام نميشوند و فزونى ميطلبند و جمله ى آخر « فَاسْتَعِذْ بِاللَّه - الخ » ميفهماند در برابر اين گونه خواسته هاى نابجا و بىاندازه بايد پناهنده ى حقّ شد و استعاذه ى به او كرد .
11 - آيات 73 و 74 « ثُمَّ قِيلَ لَهُمْ أَيْنَ - الخ » نشان ميدهد سر انجام آنهائى كه نسنجيده فروتنى و بندگى هر دون و ناشايست را بر خود هموار ميكنند و عاقبت از ناچارى اقرار ميكنند « ضَلُّوا عَنَّا » هر چه داشتيم به ياد داديم ، و جملهء
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 406
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٠٦