تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
آخر آيه « كَذلِكَ يُضِلُّ - الخ » اين حقيقت را نمودار مىكند كه موجب گمراهى مردم منحرف از همين كار و روش است چون به اين جور كه خود را تسليم بىارزشتر از خود ميكنند و سخن حقّ را نميپذيرند خدا گمراه مىكند و از راه مستقيم و دين و روش آدمى بر ميگرداند كافرين را كه مردم بىشخصيّت هستند و تسليم بهر مدّعى و داراى جاه و مقام و بخصوص آيت بعد جمله ى « ذلِكُمْ بِما كُنْتُمْ - الخ » خوب روشن مىكند خوى اين گونه مردم بيخرد دون همّت را كه براى خوشى و خندهء خود بهر كس و ناكس فروتن ميشوند و بر ديگران بزرگى ميفروشند چنان كه اگر امروز به اخلاق خصوصى مردم دقيق شويم مىبينيم بسيار كسان هستند كه هنر و خوشى آنها روى همين روش زندگى است . 12 - آيت 78 جمله ى « ما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا - الخ » شايد اشاره باشد به اين كه ممكن است پيغمبر علامتى و نشانه اى و معجزه اى بر درستى گفتار و گواه پيغمبرى خود بياورد ولى لازم نيست كه با خود نشانه و معجزه اى داشته باشد فقط بهنگام مصلحت و اجازه ى حقّ ميتواند چنين چيزى داشته باشد و گر نه در برابر منكر و بيهوده گو كه آماده ى سنجش و تميز درست از نادرست و پذيرش حق نيست انتظار معجزه نبايد داشت بلكه بايستى سر و كار او را بدادگاه داورى حق واگذار كرد چنان كه جمله ى آخر « فَإِذا جاءَ أَمْرُ اللَّه قُضِيَ بِالْحَقِّ » صريح در اين استكه پيغمبر از خود معجزه ندارد و فقط قضاوت ميان او و مخالفين او وقتى است كه امر خدا بيايد كه رستاخيز است و بيهوده گويان و منكرين زيان برند و محكوم شوند چنان كه در ترجمه نوشتيم و مفسّرين تصريح كرده‌اند كه « امر اللَّه » يعنى قيامت . 13 - آيت 82 « أفَلَمْ يَسِيرُوا - الخ » علاوه بر سرزنش كج انديشان آن زمان راهنمائى است بر پند و عبرت گرفتن از آثار گذشتگان و باريكبين شدن در آنچه ديگران انجام داده‌اند و بجا گذارده‌اند كه آيا در كار خود به راه مثبت و مستقيم و مفيد رفته‌اند و خدمت بملك و ملَّت كرده‌اند مثل ساختن معابد و