تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
و دانش دارد ولى اگر علم و دانش داشت سخن پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله ميپذيرفت از اين روى او را ابو جهل گفتند . حافظ گفته است :
سراى مدرسه و بحث علم و طاق رواق چه سود چون دل دانا و چشم بينا نيست
« حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِه يَسْتَهْزِؤُنَ » 83 روح البيان :
آن دهان كج كرد و از تسخر بخواند نام احمد را دهانش كژ بماند
باز آمد كاى محمّد عفو كن اى تو را الطاف علم من لدن
من تو را افسوس ميكردم ز جهل من بدم افسوس را منسوب و اهل
چون خدا خواهد كه پرده كس درد ميلش اندر طعنه ى پاكان برد
ور خدا خواهد كه پوشد عيب كس كم زند در عيب معيوبان نفس
پس سپاس او را كه ما را در جهان كرد پيدا از پس پيشينيان
تا شنيديم آن سياستهاى حقّ بر قرون ماضيه اندر سبق
تا كه ما از حال آن گرگان پيش همچو رو به پاس خود داديم بيش
امّت مرحومه زين رو خواندمان آن رسول حقّ صادق در بيان
استخوان و پشم آن گرگان عيان بنگريد و پند گيريد اى مهان
عاقل از سر بنهد اين مستىّ و باد چون شنيد انجام فرعونان و عاد
ور نبنهد ديگران از حال او عبرتى گيرند از اضلال او
سخن ما : 1 - آيت سوّم اشاره است باصطلاح فلسفه ى قديم كه ميگويند « بسيط الحقيقة كلّ الأشياء » يعنى آن حقيقت واقعى ساده ى بىجزء كه از چيزى ساخته نشده است همه چيز همان است و آنچه نام چيز بتوان به دو داد از پرتو او ، و فرود از او است . چون پس از آنكه قرآن را معرّفى كرد كه از سوى آن دانش برتر است كه كس را بدان دسترس نيست يادآورى كرده است كه آن عزيز حكيم و داناى بيهمتا حدّ مشترك همه ى توانائيها است كه ببخشد و بپذيرد و سختى كند و علاوه ى بر همه « ذي الطَّول » است كه براى اين تركيب ما نميتوانيم