تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
نيست و اعتقاد من آن است كه روزى را از تو چاره نيست ، آه ، كجا است درويشى مئزر تجريد بر بسته ، رداء تفريد بر افكنده ، سينه از غبار اغيار پاك كرده ، از كون تبرّا و بمكوّن تولَّا كرده ، تا از زير قدم جمعيّت وى به حكم لطف قدم چشمهء طيّبات رزق بر جو شد و ازين شربتهاى جان افزاى بر دارد و بديدار دوست نوش كند . « قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ - الخ » 66 اسباب النزول : ابن عبّاس گفته است وليد بن مغيره و شيبة بن ربيعه به پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله عرض كردند : از گفتار خود برگرد و دين پدران خود را بپذير ، اين آيه بپاسخ اين پيشنهاد آنها نازل شد . « وَالسَّلاسِلُ يُسْحَبُونَ » 71 تبيان : نصب لام قرائت ابن عبّاس است كه مفعول يسحبون باشد و « يسحبون » را با فتح ياء به صورت معلوم خوانده است و نيز جرّ لام نقل شده است كه « فى » در تقدير باشد يعنى « في السّلاسل يسحبون » . « قالُوا ضَلُّوا عَنَّا - الخ » 74 مجمع : يعنى چون از كافران بپرسند كه بتهاى معبود خود را چه كرديد گويند گم شدند و از دست ما رفتند و قدرت بر آنها نداريم . و جمله ى بعد « بَلْ لَمْ نَكُنْ نَدْعُوا » جبّائى گفته است : يعنى چيزى نپرستيديم كه شايسته باشد و سودى دهد . و گفته‌اند يعنى چيزى كه بينائى و شنوائى و سود و زيان داشته باشد نپرستيديم . ابو مسلم گفته است اين سخن مانند آن است كه كسى از چيزى سودى نبرد و گويد اين چيزى نيست . و بعضى گفته‌اند : يعنى عبادت ما ضايع شد و كارى نكرديم . « فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ » 76 روح البيان : حكيمى گفت : گياهان بر درختان فخر كردند كه ما را چهار پايان ميخورند و آنها گناه نميكنند . درختان گفتند : ما بهتريم كه مردم پارسا از ميوه ى ما ميخورند . در اين ميان نى فروتنى كرد كه من سودى ندارم نه براى حيوان و نه انسان . اين فروتنى موجب شد كه در او شكر آفريده شد . چون شيرينى سود خود ديد بباليد كه از همه برترم چون شيرينم . براى اين كبر و گردنفرازيش گل سر نى را براى جارو درست كردند تا مردم با آن
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 401 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )