لا يزال از اين آئينه نمودار است . رباعى :
اى صورت تو آينه ى سرّ وجود
روشن ز رخت پرتو انوار شهود
مجموعهء هر دو كون كس نيست چو تو
در مملكت صورت و معنىّ وجود
روح البيان : در اين آيه اشاره است بسرزنش ملائكه كه آدمى را زشت ، شمردند و گفتند « يُفْسِدُ فِيها وَيَسْفِكُ الدِّماءَ » موجب تباهى و خونريزى است .
پس به اين آيه گويا چنين گفته شده است : سخن چينان شما را پيش ما زشت كردند و ملائكه بديهاى شما را در كارنامه ى شما نوشتند ولى خداوند صورت شما را در پيش خود خوب كرد كه لغزشهاى شما را پاك كرد و بجاى آن نكوئيهاى شما را نوشت چنان كه گفته است « يَمْحُوا اللَّه ما يَشاءُ » و نيز گفته است « فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّه سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ » پس هم حسن صورت و هم خوبى معنى مخصوص آدمى است و مدار همه ى خوبيها او است و دگر خوبيها بر او دور مىزند و از خوبى او پديدار مىشود . صائب گفته است :
اسرار چهار دفتر و مضمون نه كتاب
در نقطه ى تو ساخته ايزد نهان همه
وز بهر خدمت تو فلكها چو بندگان
ز اخلاص بستهاند كمر بر ميان همه
پيش تو سر به خاك مذلَّت نهاده اند
با آن علوم و مرتبه روحانيان همه
« رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ » 64 كشف نوشته : چون ميدانى كه حقّ جلّ جلاله رزق تو پيش از وجود تو انداخته و سببهاى آن ساخته و رسانيدن آن را خود ضمان كرده ، نيكو نبود كه تو خود را دست مال اطماع هر كس كنى و نياز خود به مخلوق بر دارى ، يارى خواستن مخلوق از مخلوق چون يارى خواستن زندانى است از زندانى « 1 » . بشر حافي گفت : امير المؤمنين عليّ را بخواب ديدم گفتم : مرا پندى ده ، گفت : چه نيكو است شفقت توانگران بر درويشان از بهر طلب ثواب ، و از آن نيكوتر تكبّر درويشان است بر توانگران از غايت اعتماد بر كرم حقّ جل جلاله استاد ابو عليّ دقّاق گفت : فراديگرى كه اعتقاد تو آن است كه تو را از روزى چاره
هامش
( 1 ) مراد روزى خواستن مخلوق از مخلوق است ، نه مطلق يارى .