و استغاثه و استكانت و التجاء و خداوند با اين جمله ى كوتاه به اين بيست خصلت مردم را به خود ميخواند و ثواب آن بيست خصلت را به آنها ميدهد .
تنوير المقباس : يعنى موحّد و يكتا پرست شويد تا شما را بيامرزم .
كشف نوشته : بندگان مرا خوانيد تا شما را پاسخ كنم ، اميدها به من بر داريد تا اميدهاتان وفا كنم ، كوشش از بهر من كنيد تا كوششهاتان جزا دهم ، مرا خوانيد بطاعات موقّت تا شما را پاسخ كنم بمثوبات مؤبّد . اى عاصيان شكسته اى مفلسان درمانده و پاى به گل فرو شده ، اى مشتاقان درد زده ، اى دوستان يكدله ، در هر حال كه باشيد غرقه ى لطف و عطا ، يا خسته ى تير بلا ، همه ما را خوانيد همه ما را دانيد ، گرد در ما گرديد ، عز از ما جوئيد ، رونق مجمع عزيزان قرب ما است ، قرب ما خواهيد ، جمال محفل دوستان حضور ما است ، حضور ما جوئيد . بسفيان گفتند : خدا را بخوان . گفت : دست برداشتن از گناهان خود دعائى است .
فخر : چون دعا كردن يعنى خدا را خواندن كه به غير او توقّعى نباشد و هر كس دعا مىكند در گوشه ى دل خود بمال يا مقام يا خويشان يا عقل يا كوشش خود اميدوار است ، پس در حقيقت به زبان دعا كرده است نه بدل و چون از دل دعا كرد كه به ديگرى توجّه نداشت پذيرفته خواهد شد و آن هنگامى است كه اميد آدمى از هر چيز بريده شده باشد و آن هنگام مرگ است كه البتّه دعا مستجاب است .
تأويلات كاشانى : اين دعاء كه وعده ى اجابت شده است دعاى حال است كه آدمى خود را آماده كند براى شرايط آنچه ميخواهد مثل دعاى آمرزش از پس توبه و پارسائى و فرمانبرى ، يا دعاى وصول بحقايق پس از آمادگى براى فنا و دلباختگى از هر جهت ، ولى اگر دعاى قال و زبان باشد و نداند كه چه ميخواهد خير او است يا نه ؟ اين دعاى مردم محجوب و بىبهره است كه اجابت نميشود و همان است كه گفته شده است « وَما دُعاءُ الْكافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلالٍ » يعنى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 398
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٩٨