تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
وصلش مجو در اطلس شاهى كه دوخت عشق اين جامه بر تنى كه نهان زير ژنده بود
« فَخَسَفْنا بِه وَبِدارِه الأَرْضَ » 81 روح البيان : بعضى از اهل معرفت گفته‌اند : قارون فضل خداوندى را فراموش كرد و پنداشت كه خود فضيلتى دارد او را به زمين فرو بردند .
آن را كه زمين در كشدش چون قارون نى موسيش آورد برون نه هارون
حافظ گفته است :
گنج قارون كه فرو مىرود از قهر هنوز خوانده باشى كه هم از غيرت درويشانست
و گفته است :
احوال گنج قارون كايّام داد بر باد با غنچه باز گوئيد تا زر نهان ندارد
و گفته است :
توانگرا دل درويش خود بدست آور كه مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند
« فَما كانَ لَه مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَه - تا - المُنْتَصِرِينَ » 81 ابو الفتوح : معنى اين آيه چنين است : نه كسى داشت كه ياريش كند و نه توانائى انتقام از من يا از موسى داشت . « وَيْكَأَنَّ اللَّه يَبْسُطُ » 82 ابو الفتوح : در معنى كلمه ى « ويكأنّ » اختلاف است : 1 - مجاهد گفت : يعنى آيا نميدانى ؟ 2 - قتاده گفت : يعنى آيا نمىبينى ؟ 3 - فرّاء گفت : بمعنى وادارى با قرار است چون حكايت كرده‌اند زنى اعرابى از شوهر پرسيد : پسرت كجا است ؟ گفت : « ويكأنّه وراء البيت » يعنى مگر نمىبينى در پشت خانه است ؟ 4 - ابن عبّاس گفت بمعنى تحقيق است . 5 - ديگرى گفته است : بمعنى تعجّب است . 6 - قطرب گفته است : « ويلك » بوده است و لام براى تخفيف افتاده است . 7 - بعضى گفته‌اند : براى تنبيه است مثل « ألا » خبردار باش . 8 - خليل و سيبويه و كسائى گفته اند
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 39 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )