« وَسَبِّحْ - الخ » 55 طبرى : يعنى نماز بگذار بشكر گزارى پروردگارت از نيمروز تا تاريكى شب و از سپيده دم تا بر آمدن آفتاب . و بعضى گفتهاند ابكار يعنى از در آمدن آفتاب تا بلندى روز . ولى معروف نزد عربها معنى اوّل است .
مجمع : يعنى خدا را پاكيزه شمار و اعتراف بشكر او كن . و بعضى گفتهاند :
يعنى صفات او را از چگونگى پديده ها دور بدار و كار او را از كار ستمكاران جدا شمار ، ابن عبّاس گفته است : يعنى نمازهاى پنجگانه بجاى آر .
روح البيان :
غير ذكر خدا چه سرّ و چه جهر
نيست دل را نصيب و جان را بهر
نور حقّ چون ز دل ظهور كند
ظلمت تن چه شرّ و شور كند
« إِنَّ الَّذِينَ يُجادِلُونَ - الخ » 56 كشف : در مقصود از اين آيه دو قول است : 1 - قريش پيوسته با پيغمبر و مؤمنين مىپيچيدند كه خرده گيرى و اعتراض بر آيات قرآن كنند و آن را باطل جلوه دهند . به اين آيت آنها را سرزنش كرد و اينها را آسوده كه كبر و خودپسندى شان وادارشان مىكند و به مقصود نمىرسند .
2 - يهود ميگفتند : پادشاهى بنام مسيح بن داود از ميان ما پيدا خواهد شد كه حكومت جهان را بدست گيرد و ما بر عرب و غير آن چيره خواهيم شد . بجواب آنها گفته شد كه اين آرزوئى است از خود پسندى و هرگز به آن نرسند .
« لَخَلْقُ السَّماواتِ . . . وَما يَسْتَوِي الأَعْمى . . . إِنَّ السَّاعَةَ - الخ » آيت 59 فخر : چون در آيت جلو گفته شد : بحث و جدال بىدليل از كبر است و سر انجام ندارد ، به اين آيات مطلب دنبال شده است كه چون آفرينش آسمانها و زمين بزرگتر و دشوارتر است پس آنكه اين چيزهاى دشوار را آفريده قدرت دارد كه آدمى را پس از مرگ زنده كند اگرچه بيشتر مردم نتوانند به اين مطلب پى ببرند و به اين استدلال متوجّه شوند و از اين روى رستاخيز را باور نميكنند . از بيان اين مطلب مثالى بميان آمده است كه مردم متفكّر كه مىتوانند اين مطالب را درك