نَحْنُ بِمَيِّتِينَ إِلَّا مَوْتَتَنَا الأُولى « يعنى جز همان نوبت اوّل كه مرديم ديگر ما نخواهيم مرد ، و معلوم است كه نقل اين سخن بدروغ و يا صورت ديگر نيست ، و حقيقت است و اگر آدمى در گور هم زنده شده و مرده بود نميگفتند نوبت اوّل كه مرديم بلكه بايد ميگفتند : جز آن دو نوبت كه مرگ و زندگى بود ديگر نخواهد بود .
سوّم - كه اگر آدمى را درنده خورد زندگى او در قبر و پرسش از او بچه صورت است و اين بسيار دشوار است كه بتوانيم برايش عذاب در شكم درنده معتقد شويم 4 - اگر مرده اى را بگور ناكرده بگذاريم كه همه او را ببينند همانطور خواهد بود و زندگى در او ديده نخواهد شد . و جواب از اين استدلالها اين است : 1 - آيت « يَحْذَرُ الآخِرَةَ » زندگى و پرسش گور نيز آخرت و غير زندگى دنيا است 2 - احاديثى كه براى عذاب در گور آمده است جواب اين استدلالها را ميدهد 3 - اگر ما آدمى را هيكلى نورانى بدانيم كه وارد بر اين بدن شده است و آنچه گرفتارى و آسايش است براى آن است ، از اين بحث و جواب آسوده خواهيم بود .
« رَفِيعُ الدَّرَجاتِ » 15 فخر : كلمه ى رفيع قابل دو معنى است : اوّل - بمعنى بالا برنده و رافع ، يعنى خدا درجات همه چيز را بالا ميبرد كه پيغمبران و بزرگان را در بهشت و ديگر مردم را در علوم و اخلاق فاضله و ديگر موجودات را بوسيله داشتن مزايا و برتريهاى در خلقت درجاتشان را بالا برده است . دوّم بمعنى مرتفع و بلند : يعنى خدا برتر موجودات است كه همه پديده ى او هستند .
« يُلْقِي الرُّوحَ » 15 طبرى : اين جمله دو معنى شده است : 1 - قتاده گفته است : روح وحى است كه از امر خداوند است و بهر كس كه شايسته باشد وحى و الهام مىكند و پيغمبرش مينمايد 2 - ابن زيد گفته است روح كتاب و قرآن است كه فرموده است « نَزَلَ بِه الرُّوحُ الأَمِينُ » پس كتابهاى آسمانى روح است كه خدا براى مردم لايق فرستاده تا مردم را بيم و اميد دهند 3 - سدّى گفته است : مقصود پيغمبرى است كه بهر كس بخواهد ميدهد ، ولى تمام اين معانى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 391
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٩١