احمد ، بىخواست شما گفتيم « اعطيتكم قبل ان تسئلوني » .
روح البيان : در تأويلات نجميّه است كه حاء و ميم دو حرف وسط رحمان و محمّد است كه اسم خدا و پيغمبر است پس اين اشاره است به سرّى كه ميان خدا و پيغمبر او است .
تأويلات كاشانى : « حم » يعنى حقّ در پرده ى محمّدى پنهان كه بخلقت محمّد است و بحقيقت حقّ است چون او را دوست داشت به صورت او نمودار شد پس ظهور و نمودارى حقّ بمحمّد است .
« ما يُجادِلُ فِي آياتِ اللَّه » - الخ « 4 كشف : اين آيه براى حارث بن قيس سهمى آمد كه سخت با پيغمبر دشمنى و مسخره ميكرد ، ابو العاليه گفت : دو آيه سخت اين گونه مردم را تهديد كرده است يكى اين و يكى » الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِي الْكِتابِ لَفِي شِقاقٍ « - الخ » ابو امامه و ابو درداء و واثلة بن اسقع و انس بن - مالك گفتند : ما روزى در مطلبى دينى بحث ميكرديم پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله بيرون آمد و ما را چنين ديد و با خشمى سخت فرمود : از بحث دست برداريد كه سودش كم است و دشمنى ميان دوستان درست مىكند و ممكن است موجب آشوب شود و توليد شك مىكند و اگر كار خوبى انجام شد سود آن را نابود مىكند مرد مؤمن جدال نميكند كه من شفيع او بقيامت نميشوم و پس از بتپرستى و شرابخوارگى خداى من مرا از بحث و جدل جلو گرفت كه شيطان نااميد شد كسى او را بپرستد ولى خوشحال شد كه مردم در دين بحث ميكنند .
« فَلا يَغْرُرْكَ » - الخ « 4 طبرى : يعنى رفت و آمدشان بشهرها و زندگى - شان بآسودگى با اينكه كافرند تو را گول نزند كه اينها مردم خوبى هستند و بر حقّ كه چنين آسودهاند زيرا بايد بموقع خود مجازات شوند و وقت آن نشده است .
« حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ » 6 مجمع : قاريهاى مدينه « كلمات » به صورت جمع خواندهاند « يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ » 7 كشف : يعنى خدا را بزرگ ميشمارند بوسيله ى اعتراف به اين كه همه ى نعمتها از او است .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 389
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٨٩